تبليغاتX
ترانه های سرزمین خورشید

ترانه های سرزمین خورشید

سرودها , ترانه ها . کار و پیکار

دوازدهم شهريور ماه، سالروز خاموشی دلکش

 

دوازدهم شهريور ماه، سالروز خاموشی دلکش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

12 شهریور ماه سالروز فوت بانوی آواز ایران دلکش بود یادش گرامی و روحش شاد . ..اين صدايي بود که ملتي به مدت نيم قرن با شنيدن آن از راديو، صبح‌ها از بستر برمي‌خواست و با رنگ شاد و اميدوار آن روز را آغاز مي‌کرد.ملتي هر روز با اين صدا ساعات کار روزانه را سپري مي‌کرد. در خانه و قهوه‌خانه با آن همراه بود و بعدازظهرها با نواي آشنا و اطمينان‌بخش آن به خواب مي‌رفت.صدايي بود که نواي سحرانگيز آن در کافه‌ها و کلوب‌هاي شبانه همراه شادي مردم بود و نيمه‌شب‌ها، طنين غم‌انگيز آن، همراه دلهاي تنها و عاشق. . .از متن گفتار بهنام ناطقي، گزارشگر راديو فردا

 

*********

نهم شهریور ماه سومین سالگرد فوت فرهاد

 

نهم شهریورماه سالگرد فوت فرهاد مهراد بود . به نظر من وی یکی از بهترین خوانندگان ایران بود و هست و خواهد بود. شاید دیگر نتوانیم امثال فرهاد و فروغی و ... را در عرصه موسیقی ایران مشاهده کنیم .روحش شاد و یادش گرامی . فرهاد پس از 2 سال معالجه در ایران و فرانسه در سن 59 سالگی در شهر پاریس بر اثر بیماری هپاتیت در گذشت .پیکر فرهاد در آغوش خاک آرامگاه Thiais پاریس خفته است.وی نهمين فرزند مرحوم رضا مهراد، کاردار وزارت امور خارجه دولت ايران در کشورهاي عربي روز بيست و نهم دي ماه 1322 در تهران متولد شد. سه سال بيشتر نداشت که علاقه به موسيقي او را وادار مي کرد تا پشت در اتاق برادرش بنشيند و تمرين ويلن او را گوش کند

 

 

 http://www.avanama.com/view.asp?id=16&cat=6

**********

 

          

        

 

 

 

ترانه های گوگوش

 

************

 

آیرلیق (ترکی)

 

 

گجلر فکرنن یا تا بیلمیرم
بو فکری باشیمنان اتا بیلمیرم
گجلر عشقینن یاتا بیلمیرم
بو عشق باشیمنان اتا بیلمیرم
نی نییم که سنه چاتا بیلمیرم
ایلیرخ ایلیرخ امان ایلیرخ
هر دل دردن اولار یامان ایلیرخ
اوزون دو هجرینن گارا گجلر
بیلمیرم من گدیم هارا گجلر
وروب دو دردیم یارا گجلر
وروب دو دردیم یارا گجلر
ایلیرخ ایلیرخ امان ایلیرخ
هر دل دردن اولار یامان ایلیرخ

 

 

 

باور کن

 

باور كن ، صدامو باور كن
صدایی كه تلخ و خسته ست
باور كن ، قلبمو باور كن
قلبي كه كوهه اما شكسته ست
شكسته ست

باور كن ، دستامو باور كن
كه ساقهء نوازشه
باور كن ، چشم منو باور كن
كه يك قصيده خواهشه

وسوسهء عاشق شدن
التهاب لحظه هامه
حسرت فرياد كردنه
اسم كسی با صدامه

اسم تو هر اسمی كه هست
مثل غزل چه عاشقانه ست
پر وسوسه مثل سفر
مثل غربت صادقانه ست

باور كن اسممو باور كن
من فصل بارون برگم
مطرود باغ و گل و شبنم
درختم درخت خشكی
تو دست تگرگم

باور كن هميشه باور كن
كه من به عشق صادقم
باور كن حرف منو باور كن
كه من هميشه عاشقم

 

 

 

 

بمون تا بمونم

 

هم صدای خوبم بخون تا بخونم
عمر من تو هستی بمون تا بمونم
یه جا ابره آسمون یه جا پر از ستاره
یه جا آفتابی آسمون یه جا می باره
بی تو اما همه جا ابری و غم گرفتست
ابر آسمون یه قطره بارونم نداره

تو اگه باشی آسمون صافه
غصه ها پشت کوه قافه
با تو من بهارم
بی تو شوره زارم
وقتی هستی خوبم
وقتی نیستی بی تو
یه قاب شکسته رو دیوارم

اون ور دنیا شبه این ور دنیا روزه
یه جا خورشید خوابه یه جا داره می سوزه
بی تو اما شب وروز با فرقی با هم نداره
تو چشمای منتظرم سیاهی موندگاره

تو اگه باشی ابرا می بارن
دشتای خالی پر گل میشن
با تو من بهارم
بی تو شوره زارم
وقتی هستی خوبم
وقتی نیستی بی تو
یه قاب شکسته رو دیوارم

 

 

 

 

 

دو پنجره

 

توي يک ديوار سنگي
دو تا پنجره اسيرن
دو تا خسته، دو تا تنها
يکيشون تو، يکيشون من

ديوار از سنگ سياهه
سنگ سرد و سخت خارا
زده مهر بي صدايي
به لباي خسته ما

نميتونيم که بجنبيم
زير سنگيني ديوار
همه عشق من و تو
قصه هست، قصه ديدار

هميشه فاصله بوده
بين دستاي من و تو
با همين تلخي گذشته
شب و روزاي من و تو

راه دوري بين ما نيست
اما باز اينم زياده
تنها پيوند من و تو
دست مهربون باده

ما بايد اسير بمونيم
زنده هستيم تا اسيريم
واسه ما رهايي مرگه
تا رها بشيم ميميريم

کاشکي اين ديوار خراب شه
من و تو با هم بميريم
توي يک دنياي ديگه
دستاي همو بگيريم

شايد اونجا توي دلها
درد بيزاري نباشه
ميون پنجره هاشون
ديگه ديواري نباشه

 

 

 

 

 

 

غريب آشنا

 

تو از شهر غریبه بی نشونی اومدی
تو با اسب سفید مهربونی اومدی
تو از دشتای دور و جاده های پر غبار
برای هم صدایی هم زبونی اومدی
تو از راه میرسی پر از گرد و غبار
تموم انتظار میاد همرات بهار
چه خوبه دیدنت چه خوبه موندنت
چه خوبه پاک کنم غبارو از تنت

غریب آشنا دوست دارم بیا
منو همرات ببر به شهر قصه ها
بگیر دست منو تو اون دستات
چه خوبه سقفمون یکی باشه با هم
بمونم منتظر تا برگردی پیشم
تو زندونم با تو من آزادم

تو از شهر غریبه بی نشونی اومدی
تو با اسب سفید مهربونی اومدی
تو از دشتای دورو جاده های پر غبار
برای هم صدایی هم زبونی اومدی
تا از راه میرسی پر از گرد و غبار
تموم انتظار میاد همرات بهار
چه خوبه دیدنت چه خوبه موندنت
چه خوبه پاک کنم غبارو از تنت

غریب آشنا دوست دارم بیا
میشینم میشمرم روزا و لحظه ها
تا برگردی بیای بازم اینجا
چه خوبه سقفمون یکی باشه با هم
بمونم منتظر تا برگردی پیشم
تو زندونم با تو من آزادم

 

 

 

 

 

 

 

کیه کیه

 

 

پشت ديوار دلم يه صدای پا مياد
يه صدای آشنا از تو كوچه ها مياد
يه صدای پا مياد يه صدای پا مياد

نفسم راهشو گم كرده تو سينه
چشم من يه سايه رو ديوار می بينه
صدای تيك تيك قلبم نمی ذاره
صداي پاهاش توی گوشام بشينه
اونجا كيه كيه ؟
پشت ديوار كيه؟
سايه شو من می بينم
شايد خواب می بينم
برگشته پيش من
اميد آخرينم
اگه اون كه گم شده يه روزی پيدا بشه
قفل زندون دلم با كليدش وا بشه
همه خوبی هارو همراش مياره
دست خوبشو تو دستام ميذاره

 

 

 

 

 

 

 

 

 

من آمده ام

 

من آمده ام وای وای ، من آمده ام
عشق فرياد كند
من آمده ام كه ناز بنياد كند
من آمده ام


اي دلبر من الهي صد ساله شوی
در پهلوی ما نشسته همسايه شوی
همسايه شوي كه دست به ما سايه كنی
شايد كه نصيب من بيچاره شوی


من آمده ام وای وای، من آمده ام
عشق فرياد كند
من آمده ام كه ناز بنياد كند
من آمده ام


عشق آمد و خيمه زد به صحرای دلم
زنجير وفا فكنده در پای دلم
عشق اگر به فرياد دل ما نرسد
ای وای دلم واي دلم وای دلم


من آمده ام وای وای من آمده ام
عشق فرياد كند
من آمده ام كه ناز بنياد كند
من آمده ام


بيا كه برويم از اين ولايت من و تو
تو دست منو بگير و من دامن تو
جايي برسيم كه هر دو بيمار شويم
تو از غم بي كسی و من از غم تو


من آمده ام وای وای من آمده ام
عشق فرياد كند
من آمده ام كه ناز بنياد كند
من آمده ام

 

 

 

 

 

 

 

 

 

من و تو

 

 

 

من و تو با همیم اما دلامون خیلی دوره
همیشه بین ما دیواره صد رنگه غروره
نداریم هیچکدوم حرفی که بازم تازه باشه
چراغ خنده هامون خیلی وقته سوت و کوره
من و تو
من و تو
من و تو
همصدای بی صداییم
با هم و از هم جداییم
خسته از این قصه هاییم
همصدای بی صداییم

نشستیم خیلی شبها قصه گفتیم از قدیما
یه عمره وعده ها افتاده از امشب به فردا
تموم وعده ها رو دادیم و حرفهارو گفتیم
دیگه هیچی نمیمونه برای گفتن ما
من و تو
من و تو
من و تو
همصدای بی صداییم
با هم و از هم جداییم
خسته از این قصه هاییم
همصدای بی صداییم
گلهای سرخمون پوسیده موندن توی باغچه
دیگه افتاده از کار ساعت پیر رو طاقچه
گلهای قالی رنگ زرد پاییزی گرفتن
اونام خسته شدن از حرف هرروز تو و من
من و تو
من و تو
من و تو
همصدای بی صداییم
با هم و از هم جداییم
خسته از این قصه هاییم
همصدای بی صداییم
من و تو
من و تو
من و تو
من و تو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمیاد

 

آسمون ابریه اما دیگه بارون نمیاد
صدای گریه ی بارون توی ناودون نمیاد
اون که من دوسش دارم از خونه بیرون نمیاد
واسه ی این دل تنها دیگه مهمون نمیاد

نمیاد نمیاد نمیاد تا بدونه
جای خالیش تو خونه
واسه من یه زندونه
دیگه اون دوست نداره
واسه من گل بیاره
روی موهام بذاره

یادمه روزی که آشنا شدیم
روزی که مثل دو غنچه وا شدیم
وقتی اون با بوسه لب هامو می بست
نم بارون رو لبامون می نشست

نمیاد نمیاد نمیاد تا بدونه
جای خالیش تو خونه
واسه من یه زندونه
دیگه اون دوست نداره
واسه من گل بیاره
روی موهام بذاره

 

 

 

 

 

 

 

 

همسفر

 

 

تو از كدوم قصه اي كه خواستنت عادته
نبودنت فاجعه بودنت امنيته
تو از كدوم سرزمين تو از كدوم هوايي
كه از قبيله ي من يه آسمون جدايي

اهل هر جا كه باشي قاصد شكفتني
توي بهت و دغدغه ناجي قلب مني
پاكي آبي يا ابر نه خدايا شبنمي
قد آغوش مني نه زيادي نه كمي

منو با خودت ببر اي تو تكيه گاه من
خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن
منو با خودت ببر من به رفتن قانعم
خواستني هر چي كه هست
تو بخواي من قانعم

اي بوي تو گرفته تن پوش كهنه ي من
چه خوبه با تو رفتن رفتن هميشه رفتن
چه خوبه مثل سايه همسفر تو بودن
هم قدم جاده ها تن به سفر سپردن

چي مي شد شعر سفر بيت آخرين نداشت
عمر پوچ من و تو دم واپسين نداشت
آخر شعر سفر آخر عمر منه
لحظه ي مردن من لحظه ي رسيدنه

منو با خودت ببر اي تو تكيه گاه من
خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن
منو با خودت ببر من حريص رفتنم
عاشق فتح افق دشمن برگشتنم

منو با خودت ببر منو با خودت ببر

 

 

 

 

 

 

*************************

 

گوگوش

 

*************

 

 

 

 

 


+ نوشته شده سه شنبه بیست و ششم مهر 1384 ساعت 14:58 توسط زریاب | 

کورش یغمائی

موضوع: 

 گل یخ

کورش یغمائی

غم میون دو تا چشمون قشنگت لونه کرده
شب تو موهای سیاهت خونه کرده
دو تا چشمون سیاهت مثل شبهای منه
سیاهی های دو چشمت مثل غمهای منه
وقتی بغض از مژه هام پایین میاد بارون میشه
سیل غم آبادیمو ویرونی کرده
وقتی با من میمونی تنهاییمو باد میبره
دو تا چشمام بارون شبونه کرده
بهار از دستای من پر زد و رفت
گل یخ توی دلم جوونه کرده
تو اتاقم دارم از تنهایی آتیش میگیرم
ای شکوفه توی این زمونه کرده
چی بخونم جوونیم رفته صدام رفته دیگه
گل یخ توی دلم جوونه کرده
چی بخونم جوونیم رفته صدام رفته دیگه
گل یخ توی دلم جوونه کرده


 

 

زندگينامه کورش يغمايی :

کورش يغمايی : متولد ۱۳۲۳ شاهرود
در خانواده ای به دنيا آمد که بيش از يک سده به ادب وهنر در منطقه کوير مشهور بودند
از جمله اين بزرگان يغمای جندقی وحبيب يغمايی ازشاعران بنام ايران زمين
مشوق اصلی کورش نيزٍابوی ايشان مرحوم يغمايي بودندکه در سن هفت سالگی اورا
باسازسنتور آشنا نمودند آشنايی کورش با موسيقی به ۷ـ۸سالگی اوباز ميگردد .زمانی که او با سنتورآشناگرديد.
وبه پيشرفتهای زيادی هم در آن رسيد.اما عشق وعلاقه او از جنس ديگری بود:گيتار
درسن۱۲سالگي کورش شروع به نواختن گيتار نمودوبا تلاش فراوان وعلاقه ای خاص بدون
اينکه استادی ذر اين زمينه داشته باشدبه مراحل حرفه ای نوازندگي گيتاررسيدکورش يغمايی را ميتوان جزو اولين کسانی دانست که گيتار الکتريک رابه ايران وارد نمودوموسيقی راک رادرايران پايه گذاري کرد.

 

هوار هوار

 

هوار هوار يا هوار ياروم مي ايه
هوار هوار يا هوار دلداروم ميايه
اين دل عزيزوم ز دوريت بيزاره
دل حسرت كشم ديگه طاقت نداره
ياروم مي ايه دلداروم مي ايه
هوار هوار يا هوار عزيز جونوم
هوار هوار يا هوار دل خون خونه
كاشكي بيايه سي مو بهار بياره
هر دو قدومش روي چشام بزاره
يارم مي ايه دلدارم مي ايه
هوار هوار يا هوار نازي ماشالا
هوار هوار يا هوار اي يار باركلا
چشموم عزيزوم هر روز و شب به راته
بيا به پيشم اين دل مبتلاته
ياروم مي ايه دلداروم مي ايه


٫*********************٫


+ نوشته شده سه شنبه بیست و ششم مهر 1384 ساعت 11:49 توسط زریاب | 

فریدون فروغی

موضوع: 

 

 

 

 

فريدون فروغي ،در سال 1335 ودر شش سالگي ،تحصيل را آغازكردوعاقبت درسال 1347 مدرك ديپلم علوم طبيعي را گرفت وپس از آن ديگرتحصيل رارهاكرد. درسن 16 سالگي ،باهمراه ساختن گروهي نوازنده باخودموسيقي را به صورت جدي شروع مي كند ودر مكان هاي مختلف به اجراي ترانه ها وآهنگ هاي روز فرنگي وبه خصوص موسيقي (بلوزغربي) مي پردازدوتاسن 18 سالگي كارخودرا به همين صورت ادامه مي دهد. در همين ايام عشق ودلدادگي اورا گرفتار مي كند،اما در ناباوري كامل ،پس ازمدتي متوجه غيبت عشق خود مي شودوقلب گرفتار او در تب وتاب عشق مي سوزد وفريدون جوان ،مدتي دست از موسيقي مي كشد. درسال 1350،خسروهريتاش ،كارگردان فيلم (آدمك) درتلاش براي پيدا كردن خواننده اي تازه نفس بود كه فريدون فروغي توسط دوستي مشترك به او معرفي مي گردد و بايك بار زمزمه ي ترانه خسروهريتاش متوجه مي شود كه شخصي را كه به دنبالش بوده ، يافته است وترانه ي آدمك وپروانه ي من توسط فروغي اجرا مي شود و چندي بعد اين ترانه در صفحات 45دور ،درصفحه فروشي هاي معروفي چون (آل كوردوبس ، پاپ ،ديسكو،بتهوون وپارس )عرضه مي گردد،اين دوترانه گل مي كندوبرسرزبان ها مي افتد. بعدازگذشت مدتي (فرشيدرمزي) كارگردان برنامه ي شوي تلويزيوني (شش وهشت) بافريدون فروغي قرارداد مي بنددوفروغي درسال 1351 بعداز پنج سال مشابه خواني ،آثارري چارلز را كنارگذاشته وكارش را درتهران شروع مي كندواين همكاري باعث تولد آثاري چون زندون دل وغم تنهايي مي گردد كه ترانه ي زندون دل فروغي را تبديل به هنرمندي صاحب سبك مي كند.

 

 

ترانه های فریدون فروغی

 

پروانه ی من

 

فریدون فروغی

 

خواهم تو شوي، محبوب دلم
چون نرگس من، ديوانه ي من
رويد رخ من، سويت ره من
هستي چو بهشت، كاشانه ي من
پروانه من، پروانه من
بي تو چه كنم، مستانه من
آواي تو شد، هم نغمه من
اي لاله من، بردي دل من
پروانه من، پروانه من
بي تو چه كنم، مستانه من
آواي تو شد، هم نغمه من
اي لاله من، بردي دل من

 

 

**********************

 

 

تنگنا

 

فریدون فروغی

 

 

دلم از خیلی روزا با کسی نیست
تو دلم فریاد و فریادرسی نیست
شدم اون هرزه گیاهی که گلاش
پرپر دستای خار و خسی نیست
دیگه دل با کسی نیست
دیگه فریادرسی نیست
آسمون ابری شده
دیگه خار و خسی نیست


بارون از ابرا سبک تر می پره
هر کسی سر به سوی خودش داره
مثل لاک پشت تو خودم قایم شدم
دیگه هیچ کس دلمو نمی بره
دیگه دل با کسی نیست
دیگه فریادرسی نیست
آسمون ابری شده
دیگه خار و خسی نیست


ماهی از پاشوره بیرون افتاده
شاپرکها پراشون زخمی شده
نکنه تو گله بره هامون
گذر گرگ بیابون افتاده
دیگه دل با کسی نیست
دیگه فریادرسی نیست
آسمون ابری شده
دیگه خار و خسی نیست




برای فیلم تنگنا به کارگردانی امیر نادری
محصول سال 1352

 

 

**********************

 

 

حقّه

 

فریدون فروغی

 

 

آآآآ مشتی ماشاالله
آآآآ حقه ای والله
حقه ای والله می کشی بالا
مال و منالا می کنی حاشا
بارت می لنگه الاغه لنگه
شیشه و سنگه مشتی ماشاالله
آآآآ مشتی ماشاالله
آآآآ حقه ای والله

دستات که روشه خون که بجوشه
خلق بخروشه داره تماشا
حاضر و غایب صادق و کاذب
شحنه و نایب جملگی رسوا
آآآآ مشتی ماشاالله
آآآآ حقه ای والله

حق پیشه رنجه مار سر گنجه
پنجه به پنجه گشنه و دارا
اونکه بیداره دستاش به کاره
حقو می گیره آخر دعوا
آآآآ مشتی ماشاالله
آآآآ حقه ای والله

 

 

**********************

دوتا چشم سیاه داری

 

فریدون فروغی

 

 

 

دو تا چشم سیاه داری
دو تا موی رها داری
تو اون چشات چیا داری
بلا داری بلا داری
دو تا چشم سیاه داری
دو تا موی رها داری

توی سینت صفا داری
توی قلبت وفا داری
صف عشاق بدبختو
از اینجا تا کجا داری
دو تا چشم سیاه داری
دو تا موی رها داری

به یک دم می کشی ما را
به یک دم زنده می سازی
رقابت با خدا داری
دو تا چشم دو تا چشم
دو تا چشم سیاه داری
دو تا موی رها داری

نظر داری نظر داری
نظر با پوستین پوش حقیری مثل ما داری
نیگا کن با همه رندی
رفاقت با کیا داری
دو تا چشم سیاه داری
دو تا موی رها داری

نظر داری نظر داری
خبر داری خبر داری
خبر داری که این دنیا همش رنگه
همش خونه همش جنگه
نمی دونی نمی دونی
نمی دونی که گاهی زندگی ننگه
نمی بینی نمی بینی
که دست افشان و پا کوبان و خرسندم
نمی بینی که می خندم
آخ نمی بینی که دلم تنگه
تو این دریای چشمان سیاه رو
پس چرا داری دو تا چشم دو تا چشم
دو تا چشم سیاه داری
دو تا موی رها داری

میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت
میخواری و مستی ره و رسم دگری داشت
من آن خزان زده برگم که باغبان طبیعت
برون فکنده ز گلشن به جرم چهره زردم
دو تا چشم سیاه داری
دو تا موی رها داری

 

 

**********************

 

دیوانه من

 

فریدون فروغی

 

 

خواهم تو شوی
محبوب دلم
چون نرگس من
دیوانه من
رویت رخ من
سویت ره من
هستی چو بهشت
کاشانه من
پروانه من
پروانه من
بی تو چه کنم
مستانه من
اوای تو شد
هم نغمه من
ای لاله من
بردی دل من

پروانه من
پروانه من
بی تو چه کنم
مستانه من
اوای تو شد
هم نغمه من
ای لاله من
بردی دل من

 

 

**********************

 

یار دبستانی من

 

فریدون فروغی

 

 

یار دبستانی من
با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما
بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو
رو تن این تخته سیاه
ترکه بیداد و ستم
مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما
هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب بد اگه بد
مرده دلای آدماش
دست من و تو باید این
پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو
درد ما رو چاره کنه
یار دبستانی من
با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما
بغض من و آه منی

 

 

 

**********************

نیاز

 

فریدون فروغی

 

 

تن تو ظهر تابستونو بيادم مياره
رنگ چشمهای تو بارونو بيادم مياره
وقتی نيستی زندگی فرقی با زندون نداره
قهر تو تلخی زندونو بيادم مياره

من نيازم (نمازم)تو رو هر روز ديدنه
از لبت دوست دارم شنيدنه

تو بزرگی مثل اون لحظه که بارون ميزنه
تو همون خونی که هر لحظه تو رگهای منه
تو مثل خواب گل سرخی لطيفی مثل خواب
من همونم که اگه بی تو باشه جون ميکنه

من نيازم (نمازم)تو رو هر روز ديدنه
از لبت دوست دارم شنيدنه

تو مثل وسوسه شکار يک شاپرکی
تو مثل شوق رها کردن يک بادبادکی
تو هميشه مثل يک قصه پر از حادثه ای
تو مثل شادی خواب کردن يک عروسکی

من نيازم(نمازم) تو رو هر روز ديدنه
از لبت دوست دارم شنيدنه

تو قشنگی مثل شکلهايی که ابرها ميسازند
گلهای اطلسی از ديدن تو رنگ ميبازند
اگه مردهای تو قصه بدونن که اينجايی
برای بردن تو با اسب تنلندر ميتازند

من نيازم (نمازم)تو رو هر روز ديدنه
از لبت دوست دارم شنيدنه

 

**********************

ماهی خسته من

 

فریدون فروغی

 

چشای آبی تو مثل یه دریا میمونه
دل خسته منم مثل یه ماهی میمونه
ماهی خسته من می خواد تو دریه بمونه
ماهی خسته من نذار که تنها بمونه
ماهی دوست داره خونه ش همیشه تو دریا باشه
بوسه بر موج بزنه کنار ماهیها باشه
ماهی خسته من می خواد که تنها نباشه
ماهی خسته من بذار تو دریا بمونه
ماهی اگه تنها باشه خسته و دلگیر میشه
ماهی تو دریا نباشه اسیر ماهیگیر میشه
نکنه یکی بیاد چشماتو از من بگیره
ماهی دل بمیره دریاتو ماتم بگیره
ماهی خسته من نذار که تنها بمونه
ماهی خسته من نذار که تنها بمونه

 

**********************

 

 

قوزک پا

 

فریدون فروغی

 

 

 

دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره
چشای همیشه گریون اخه شستن نداره
تن سردم دیگه جایی برا خفتن نداره

دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره

میخوام از دست تو از پنجره فریاد بکشم
تب بی تو بودنو از لب سردت بچشم
نطفه باز دیدنت رو توی سینم بکشم
مثل سایه پا به پا من تو رو همرام نکشم

دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره

بذار من تنها باشم میخوام که تنها بمیرم
برم و گوشه تنهایی و غربت بگیرم
من یه عمریست که اسیرم زیر زنجیره غمت
دست و پام غرق به خون شد دیگه بسه موندنت

دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره

دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره

 

**********************

 

طاهره

 

فریدون فروغی

 

 

گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو
شرح دهم غم دلم نکته به نکته مو به مو
میرود از فراق تو خون دل از دو دیده ام
دجله به دجله یم به یم چشمه به چشمه جو به جو
از پی دیدن رخت همچون صبا فتاده ام
خانه به خانه در به در کوچه به کوچه کو به کو
دور دهان تنگ تو عارض عنبرین خطت
غنچه به غنچه گل به گل لاله به لاله جو به جو
مهر تو را دل حزین بافته بر قماش جان
پرده به پرده نخ به نخ تار به تار پود به پود
در دل خویش طاهره گشت و نیافت جز تو را
صفحه به صفحه لا به لا پرده به پرده تو به تو

 

 

**********************

 

شیاد

 

 

فریدون فروغی

 

رنج و عذاب از من
شنگی و شاب از تو
خون جگر از من
موی خضاب از تو
آی شیاد میخوای بمونی تو
اما صبر که بره می دهم جزای تو

کار و تلاش از من
راحت و خواب از تو
کاسه خون از من
تنگ گلاب از تو
آی شیاد میخوای بمونی تو
اما صبر که بره می دهم جزای تو

سوز و گداز از من
عمر دراز از تو
لطف و صفا از من
رنگ و ریا از تو
آی شیاد میخوای بمونی تو
اما صبر که بره می دهم جزای تو

 

**********************

 

 

زندون دل

 

فریدون فروغی

 

 

پشت این پنجره ها دل می گیره
غم و غصه دلو تو میدونی
وقتی از بخت خودم حرف میزنم
چشام اشک بارون میشه تو میدونی
عمریه غم تو دلم زندونیه
دل من زندون داره تو میدونی
هر چی بهش میکم تو آزادی دیگه
میگه من دوست دارم تو میدونی


می خوام امشب با خدام شکوه کنم
شکوه های دلمو تو میدونی
بگم ای خدا چرا بختم سیاس
چرا بخت من سیاس تو میدونی
پنجره بسته میشه شب میرسه
چشام آروم نداره تو میدونی
اگه امشب بکذره فردا میشه
مگه فردا چی میشه تو میدونی
عمریه غم تو دلم زندونیه
دل من زندون داره تو میدونی
هر چی بهش میکم تو آزادی دیگه
میگه من دوست دارم تو میدونی

 

 

 

**********************

 

 

باز سحر اومد

 

 

عماد رام

 

 

خدایا هر که با من آشنا شد
نمی دونم چرا از من جدا شد

روز اوّل که اومد باوفا بود
وقتی نازش کشیدم بی وفا شد

باز سحر اومد ، آفتاب دراومد
با خنده ی گل ، شب به سر اومد

باز سحر اومد ، آفتاب دراومد
با خنده ی گل ، شب به سر اومد



گلی دارم به گلزار زمونه
که در زیبایی و خوبی نشونه

بگویید بیش نرنجونه دلم را
که اهم سردتر از باد خزونه

باز سحر اومد ، آفتاب دراومد
با خنده ی گل ، شب به سر اومد

باز سحر اومد ، آفتاب دراومد
با خنده ی گل ، شب به سر اومد




خدایا هر که با من آشنا شد
نمی دونم چرا از من جدا شد

روز اوّل که اومد باوفا بود
وقتی نازش کشیدم بی وفا شد

باز سحر اومد ، آفتاب دراومد
با خنده ی گل ، شب به سر اومد

باز سحر اومد ، آفتاب دراومد
با خنده ی گل ، شب به سر اومد



گلی دارم به گلزار زمونه
که در زیبایی و خوبی نشونه

بگویید بیش نرنجونه دلم را
که اهم سردتر از باد خزونه

باز سحر اومد ، آفتاب دراومد
با خنده ی گل ، شب به سر اومد

باز سحر اومد ، آفتاب دراومد
با خنده ی گل ، شب به سر اومد

 

 

**********************

 

در این دنیا (چه بی ثمر)

 

عماد رام

 

 

در این دنیاتک و تنها شدم من
گیاهی در دل صحرا شدم من
چو مجنونی که از مردم گریزد
شتابان در پی لیلا شدم من

چه بی اثر می خندم
چه بی ثمر می گریم
به ناکامی چرا رسوا شدم من
چرا عاشق چرا شیدا شدم من

من آن دیر آشنا را میشناسم
من آن شیرین ادا را می شناسم
محبت بین ما کار خدا بود
از اینجا من خدا را می شناسم

چه بی اثر می خندم
چه بی ثمر می گریم
به ناکامی چرا رسوا شدم من
چرا عاشق چرا شیدا شدم من

خوش آن روزی
که این دنیا سر آید
قیامت با قیام محشر آید
بگیرم دامن عدل الهی
بپرسم کام عاشق کی بر آید

چه بی اثر می خندم
چه بی ثمر می گریم
به ناکامی چرا رسوا شدم من
چرا عاشق چرا شیدا شدم من


 

*************************

 

لیلا

عماد رام

 

تو منو عاشق و دیوونه کردی
اسیر دام این زمونه کردی
گناه من به جز وفا چه بوده
که منو در بدر از خونه کردی

لیلا لیلا لیلا
لیلا رو بردن
لیلا لیلا لیلا
لیلا رو بردن
سیاه چشمون
بلند بالا رو بردن
آی
سیاه چشمون
بلند بالا رو بردن

آسمون ابریه
بارون می باره
همزبون دلم
ابره بهاره
این بارونه بهار و
ابر زیبا
اشک و آه تورو
یادم می آره


لیلا لیلا لیلا
لیلا رو بردن
لیلا لیلا لیلا
لیلا رو بردن
سیاه چشمون
بلند بالا رو بردن
آی
سیاه چشمون
بلند بالا رو بردن

تو منو عاشق و دیوونه کردی
هو لیلا هو لیلا
اسیر دام این زمونه کردی
هو لیلا هو لیلا
گناه من به جز وفا چه بوده
لیلا
که منو در بدر از خونه کردی
لیلا
گناه من به جز وفا چه بوده
لیلا
که منو در بدر از خونه کردی
لیلا

هو لیلا هو لیلا
لیلا رو بردن
لیلا
همون یاره بلند بالارو بردن
لیلا

دل مجنون من تنها نشسته
هولیلا هو لیلا
اشک غم دور چشمم حلقه بسته
هولیلا هو لیلا
بی تو یک دم دیگه آروم ندارم
لیلا
سنگ غم شیشه ی صبرم شکسته
لیلا
بی تو یک دم دیگه آروم ندارم
لیلا
سنگ غم شیشه ی صبرم شکسته
لیلا

هو لیلا هو لیلا
لیلا رو بردن
لیلا
همون یاره بلند بالارو بردن
لیلا


آسمون ابریه
بارون می باره
هو
همزبون دلم
ابره بهاره
هو
این بارونه بهار و
ابر زیبا
لیلا
اشک و آه تورو
یادم می آره
لیلا
این بارونه بهار و
ابر زیبا
لیلا
اشک و آه تورو
یادم می آره
لیلا

هو لیلا هو لیلا
لیلا رو بردن
لیلا
همون یاره بلند بالارو بردن
لیلا
هو لیلا هو لیلا
لیلا رو بردن
لیلا
همون یاره بلند بالارو بردن
لیلا
*********************

 

 

 

کوچه لره سو سپ میشم

 

رشید بهبودف

 

 

 

کوچه لره سو سپ میشم

یار گلنده توز اولماسون

اله گلسن ، اله گد سن

آراموزده سوز اولماسون

 

ساماوره اوت سالمیشم

استکنه قند سالموشم

یاروم گدب تک قالموشم

یاروم گدب تک فالموشم

نه عزیز در یارون جانو

نه شیرین در یارون جانو

 

کوچه لره سو سپ میشو

یار گلنده توز اولماسون

 

 

ترجمه :

 

 

کوچه ها را آب و جارو کرده ام

که وقتی یار می اید گرد و خاک نباشد

جوری بیاید و آنچنان برود که

حرف و حدیثی میان ما پیش نباید

 

سماور را  آتیش کرده ام

فنجانها را قند ریخته ام

یارم رفته تنها شده ام

یارم رفته تنها شده ام

چقدر عزیز است خاطر یار

چقدر شیرین است خاطر یار

 

کوچه ها را آب و جارو کرده ام

که وقتی یار می اید گرد و خاک نباشد

 

 

 

 

****************************

 

 

 


+ نوشته شده سه شنبه بیست و ششم مهر 1384 ساعت 11:35 توسط زریاب | 

موسيقی و ترانه به زبانهای مختلف

موضوع: 

 

تام جونز - دیلایلاه - بریتانیا
خولیو ایگلسیاس - نوستالژی- ایتالیا-فرانسوی
موستار سوداه - جلی مارا - بوسنی
ژوسلین اسمیت - ماژیکا - آمریکا
الویس پریسلی - میخواهم آزاد باشم- آمریکا
 فرانک سيناترا - غريبه ها در شب
مای وی - فرانک سیناترا
 گری مور - استیل گات د بلوز
بوکا - لاپوتی - ارمنی-روسي
خالد - دیدی - الجزایر
اولیویه موتوکودزی - چکا اوکاما - زیمبابوه
دا ملهور کوالیداد - مانیفستو دو پوو - برزیل
کومار، دی - یه دوستی (شعله) - هندوستان
اشا بهوسله - جوانی جان من - هندوستان
روی اربینسون - پرتی وومن - آمریکا
هندینگارنا - ولی - سوئد - فنلاند
اسپوک اند گوا - آلفرو - اسپانیایی
کارلوس گودوی - نیکاراگوییتا - نیکاراگوئه
گروپ یوروم - هایدی کولکا - ترکیه
ایدیاسی - تو دوباره میروی - گرجستان
نصرت فاتح علی خان - ای رنگ های - پاکستان
آلا پوگاچووا - يک ميليون گل سرخ- روسيه
حميد برودی - کوچه های الجزيره - الجزاير
اينتی ايليمانی - مولاتا - شيلی
عالم قاسموف - می گريم چون باران - آذربايجان
ماری فراندوری - نويموری - يونان
روبن آخوردیان - شهرهای دور - ارمنی
گوتان پروژکت - اپوکا - اسپانیایی
مانو چاو - مو گوستاس تو - اسپانيايی
بلبل - منیم گل - آذربایجان
نلی ستاشفسکایا - گونه روما - زیگان
ایگناسیو پنیرو - گوانتانامو - کوبا
حمدی - هزار و یکشب - موسیقی عربی
آنژلیت - دیلیلی - رومانی و بلغارستان
 پتی لئوپن - آرژانتین
سیبل کان - پادشه - ترکیه
 ایو مونتان - بلاچیائو (پارتیزان ها) - فرانسه
هلن سگارا- زندگيم به دوكلمه است- فرانسه
كريس دي برگ - بانوي سرخپوش - ايرلند
كلزماتيك - دي كرنيتس - آلماني
مارتا سباستين - رپوجی - مجارستان
بكليس آكال - بندكی يارلار - تركيه
آرتميز دانه كار -عشق كجاست؟

 

*******


+ نوشته شده سه شنبه بیست و ششم مهر 1384 ساعت 4:18 توسط زریاب | 

ترانه و سرود

موضوع: 

 
ترانه و سرود

 

گل پونه نعنا پونه - بديع زاده
گل اومد بهار اومد - پوران
آمد نوبهار - گلچين
بهاران خجسته باد
زیبا- "ای وای "اينجا خونه ماست
پری زنگنه - شکار آهو
پوران - اشكم دونه دونه
شكيلا - آخرين كوكب
شريفی - تشه سما - مازندرانی
ترانه قدیمی دوكبوتر از ويگن
ترانه باوركن گوگوش با صدای انريكو
الهه، ستار - رسوای زمانه
محمد نوری - آرزوها
امين الله رشيدي - افسانه
گوگوش - همسفر
سیمین غانم - از تو تنها شدم
شهرام ناظری - اندک اندک
فرامرز آصف - یه خبری دارم
میسر دلدارووا - ماه - تاجیکستان
فریدون فروغی - قوزک پا
بنان - الهه ناز
هايده - مينا دلم
حبيب - سلام همسايه
مختاباد - تمنای وصال
سياوش قميشی - بارون
پريسا - به حريم خلوت
عليرضا عصار - ای عاشقان
احمد ظاهر - بانو بانو - افغانستان
فرهاد - شبانه
پری زنگنه - سر كتل پايين كتل
ژورابك موردف - ديوانه كن - تاجيكستان
مهستی - بی محبت
شهرام ناظری - يار مرا
خشايار اعتمادی - منجی
علی کنکوری - داریوش
مرضیه - اگر مستم
قوامی - سرگشته
گوگوش - باور کن
گوگوش- لالايی
کورش یغمایی - گل یخ
حسين زمان - بوی تنهايی
فرهاد دریا - شکر - افغانستان
فریدون فروغی - نماز
خانه بر دوش - افتخاری
سيمن غانم - گل گلدون
فرهاد دريا - دنيا گذران - افغانستان
پريسا - تير غمت
ای دل - شریفی
شیبانی - سیمین بری
استاد مهوش - بشنو از نی - افغانستان
عاشق بیقرار - دلکش
احمد ظاهر - شبهای ظلمانی - افغانستان
گل گندم - شوشا
کودک لر - مادرانه بختیاری
گل پامچال - با صدای روحبخش - گيلکی
بندانت - رسول بخش زنگ شاهی - بلوچی
سيما بينا - سبزه يار
هايده - فرياد
ابي - طلوع كن
خاتالی ميچی - مالاتيا – كردی
بلبل - آلما – آذری
مناجات-جواد یساری

***********

 

موسيقی و ترانه به زبانهای مختلف


پارتیزان جاودانه
اول" مانهاتان " را فتح می کنیم
رودی از اشک - اریک کلاپتون
نمی شناسم - سلین دیون
لويی آرمسترانگ - چه جهان شگفتي
الويس پريسلی - قلب چوبی - آمريكا
ايو مونتان - فصل گيلاس ها - فرانسه
فرهاد تونك - بيلينداروم - تركيه
اريك كلاپتون - پيلگريم - بريتانيا
اسما ارزپووا - شايجو كاريه - مقدونيه
خوليو خاراميلو - سومبراس - اكوادور
ماريا كری - مای آل - آمريكا
دمیس روسوس - خدا حافظ عشق من
دميس روسوس - خاطره به خاطره - يونان
ژاك برل - وقتی جز عشق نداريم - بلژيك
كويين - يو دونت فول مي - بريتانيا
سرجيو مندز - ماگالنا - برزيل
ژولين كلرك - دوستتان دارم - فرانسه
ايدياسي - تو چه تي - گرجستان
راشا - ازار ال حي - سودان
اسماعیل سرانو - بیاد ویکتور خارا - شیلی
گارو - دنیا سنگی است - فرانسه
ریکی مارتین - یک، دو، سه - اسپانیا
روبن آخوردیان - اهاوانین - ارمنی
دیکسی چیکس - بدون تو - آمریکا
وویسی روکو - زیگان
بريان آدامز - اوري تينگ اي دو - كانادا
لوچيانو پاواروتي، سلين ديون- لاو اند هيت
احمد كايا - سافاك توركوسو - تركيه
خوليو ايگلسياس - بايلا مورنه - ايتاليا
كاجول، شاهرخ خان- بوله چوديان-هندوستان
سزاری ايوارويا - بيا - دماغه سبز
لاست كچاپ - سانگ - اسپانيايی
اوربان تراد - سانومی - بلژيك
ماما تورتون - بال اند چين - بلوز
كوو يو، جوی هيروتا-روبان سرخ- موسيقی چين
گيلرمو آندرسن - پرو اسا نگرا- هندوراس
لارا فابين - تانگو - فرانسه
گوران بركويك - آريزونا دريم - لهستان
ليونل ريچی - سلام - آمريكا
جو كوكر - هرگز فراموش نكن - بريتانيا
انريكه - بايلا موس - ايتاليا
لو بگا - بي‌بي كيپ اسمايلينگ - انگليسی
جنيفر لوپز - لت آس گت لود - آمريكا
سالواتوره آدامو - تومبه لانژ - فرانسه
ياله بينا بااله - عربی و اسپانیايی
التون جان - ساری - بریتانیا

************


+ نوشته شده سه شنبه بیست و ششم مهر 1384 ساعت 3:57 توسط زریاب | 

رشید بهبودف

موضوع: 

 
رشید بهبودف

حتی اگر زبان ترکی بلد نباشید این قطعه زیبا اثر آرام بخشی روی شما خواهد گذاشت و شاید بالاتر، کمی هم با احساسات شما بازی کند، گوش کنید : audio file Kochalara .

رشید بهبودف (Rashid Behbudov) متولد 1915 فرزند مجید یکی از بزرگترین خوانندگان قرن بیستم در سرزمین های آذری زبان محسوب میشود. شهرت اصلی او بخاطر اجرای ترانه های عاشقانه بخصوص آنهایی که توسط توفیق قلیوف (Tofig Guliev) تهیه شده است می باشد. شهرت او از زمانی آغاز شد که نقش یک بازرگان ثروتمند را در نمایش موزیکال معروف آرشین مال آلان (Arshin Mal Alan) بازی کرد.

او به کشورهای زیادی از جمله ایران، انگلیس، فنلاند، ترکیه، چین، بلغارستان، بلژیک، اتیوپی، هند، عراق، شیلی، آرژانتین و ... سفر کرد و در هر کشور حداقل ترانه ای به آن زبان خواند بطوری که در مجموعه آثار او حدود 50 ترانه به زبانی های غیر آذری و از جمله فارسی موجود است. فعالیت او در زمینه موسیقی محلی بقدری بود که در سراسر ممالک آذری زبان نام رشید بهبودف همواره در کنار موسیقی فولک به میان می آید.

او در شهر تفلیس (گرجستان) بدنیا آمد و پس از فراگیری مقدمات موسیقی نزد پدر که او نیز خوانند بزرگی بود، در ایروان (ارمنستان) در یک گروه موسیقی Jazz شروع به فعالیت کرد و در کنار آن در ارکستر فیلارمونیک ایروان نقش خوانندگی را بعهده داشت. وی همچنین در سالهای 1938 تا 1944 خواننده بی همتای تنور در Opera House ایروان بود. همانند بسیاری دیگر از هنرمندان مردم دوست بود و برای مصالح عموم کار میکرد. بعد از جنگ جهانی دوم بعنوان نماینده روسیه به مجارستان رفت تا در کنفرانس دمکراسی جوانان در بوداپست شرکت کند، در آنجا علاوه بر نقش سفیر به اجرای قطعاتی در ارتباط با موضوع کنفرانس پرداخت و جایزه بزرگ بین المللی نیز دریافت کرد. به این قطعه گوش کنید و ببینید که چگونه احساس موسیقی Jazz با سبک خواندن خاص و تحریرهای بهبودف تلفیق شده است : audio file Azirbaijan .

Rashid Behbudov
رشید بهبودف

بدلیل توانایی های بیش از حد در خوانندگی، دیگر ایروان توانایی پروش چنین هنرمندی را نداشت این بود که در سال 1945 به آذربایجان رفت و در آنجا فعالیت هنری خود را ادامه داد. در سالهای 46 تا 56 او سولیست فیلارمونیک آذربایجان بود و همچنین طی سالهای 53 تا 60 در Azerbaijan State Opera همواره حرف آخر را میزد. وی همچنین به فعالیت های آموزشی در State Concert Ensemble بین سالهای 57-59 پرداخت و در سال 1966 مجموعه ای تحت عنوان State Song Theater تاسیس کرد که امروزه به Behbudov Theater تغییر نام پیدا کرده است.

بهبودف انسان پر کاری بود از 8 صبح تا 8 شب، هر روز کار و تمرین میکرد. جالب هست که بدانید او ادبیات بسیار قوی هم داشت و هنگام کار با شاعر و آهنگساز اگر احساس میکرد که کلام با موسیقی هم خوانی ندارد به سلیقه خود پیشنهاد تغییر کلام را میداد که اغلب هم با آن موافقت میشد. او پا فراتر از این هم میگذاشت و در بسیاری موارد ملودی قطعات را نیز به نظر خود تغییر میداد! بارها و بارها اتفاق افتاده بود که شبها بدون لحظه ای خوابیدن برای تمرین و ساخت قطعات اپرای بطور مدام کار کند.

او علاقه بسیار زیادی به ترانه های عاشقانه و ترانه هایی داشت که در آن از مهر و محبت صحبت میشود و به همین خاطر اغلب ترانه هایی که به زبان های خارجی اجرا کرد در این دسته از محتوی بودند. او علاوه بر اجرای ترانه های محلی کشورهای مختلف به زبان خودشان، بسیاری از کارهای زیبای خودش را نیز به زبانهایی مانند فارسی، انگلیسی، روسی و ... ترجمه و اجرا کرد. وی همچنین توانایی این را داشت که به راحتی به زبانهای انگلیسی، آلمانی و فرانسه صحبت کند و بسیاری نیز معتقد بودند که او ترانه های روسی را بمراتب بهتر از خوانندگان روس اجرا میکند. شاید اگر ترانه Ana (مادر) او را شنیده باشید با این صحبت ها زودتر هم عقیده شوید. گوش کنید :

audio file ترانه زیبای ریحان با صدای رشید بهبودف
audio file ترانه شاد لاله ها با صدای رشید بهبودف

Rashid Behbudov and Karmil Vazirov
رشید بهبودف و کارمیل وزیرف نوازنده گارمن

او در سال 1973 درگذشت و در تمام مدت زندگی صدای خود را آنچنان پرورش داد و از آن محافظت کرد که گویی همواره صدایی در حد سن پختگی دارد. وی چنان بدعتی در شیوه های جدید خوانندگی پاپ و اپرا بجای گذاشت که امروزه بسیاری از خواننده های آذری زبان سعی در تقلید از روشهای خوانندگی او میکنند. ترانه های زیبایی مانند لاله ها، مادر، کوچه ها، ریحان و ... که گوش آشنای بسیار از ایرانی ها هست و به نوعی همواره جز موسیقی محلی آذری زبانان ایران هم محسوب میشود، هرگز از خاطره ها نمی رود.

                                   گوش کنید : audio file Kochalara 

                                     audio file Azirbaijan

                                              
audio file ترانه زیبای ریحان با صدای رشید بهبودف
audio file ترانه شاد لاله ها با صدای رشید بهبودف   

http://www.harmonytalk.com/archives/000228.html

*****************************************************

 


+ نوشته شده سه شنبه بیست و ششم مهر 1384 ساعت 3:12 توسط زریاب | 

فروغ فرخزاد

موضوع: 

 










 

 

فروغ فرخزاد

  

 

              

 

 



 


+ نوشته شده سه شنبه بیست و ششم مهر 1384 ساعت 2:58 توسط زریاب | 

پوران

موضوع: 

 

ترانه های پوران

 

كمتر زن شانه (ويگن و پوران)

 

بر گیسویت ای جان ، کمتر زن شانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه

بگشا ز مویت گرهی چند ای مه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه

دل در مویت دارد خانه
مجنون گردد چو زنی هر دم شانه
مجنون گردد چو زنی هر دم شانه

بر گیسویت ای جان ، کمتر زن شانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه

بگشا ز مویت گرهی چند ای مه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه

دل در مویت دارد خانه
مجنون گردد چو زنی هر دم شانه
مجنون گردد چو زنی هر دم شانه

در حلقه مویت بس دل اسیر است
بینم خونین دل این و آن سر هر دندانه
بینم خونین دل این و آن سر هر دندانه

بر گیسویت ای جان ، کمتر زن شانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه


بگشا ز مویت گرهی چند ای مه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه

دل در مویت دارد خانه
مجنون گردد چو زنی هر دم شانه
مجنون گردد چو زنی هر دم شانه

در حلقه مویت بس دل اسیر است
بینم خونین دل این و آن سر هر دندانه
بینم خونین دل این و آن سر هر دندانه

دل در مویت دارد خانه
مجنون گردد چو زنی هر دم شانه
مجنون گردد چو زنی هر دم شانه

 

*******************

 

اشکم دونه دونه

 

پوران

 

 

اشکم دونه دونه
از دیده روونه
دل کرده بهونه
ای خدا دیده و دل
هر دو تا خونه
دل من هنوز جوونه
نکنه تنها بمونه
توی این عهد و زمونه
دل من هنوز جوونه
نکنه تنها بمونه
توی این عهد و زمونه

هر دونه اشکی
بر رخ بنشینه
از شاخه جوونی
یک غنچه بچینه
اشکم دونه دونه
از دیده روونه
دل کرده بهونه
ای خدا دیده و دل
هر دو تا خونه
دل من هنوز جوونه
نکنه تنها بمونه
توی این عهد و زمونه
دل من هنوز جوونه
نکنه تنها بمونه
توی این عهد و زمونه

ای دل گله کم کن که پرستار نداری
از شکوه حذر کن که خریدار نداری
هر دونه اشکی
بر رخ بنشینه
از شاخه جوونی
یک غنچه بچینه
اشکم دونه دونه
از دیده روونه
دل کرده بهونه
ای خدا دیده و دل
هر دو تا خونه
دل من هنوز جوونه
نکنه تنها بمونه
توی این عهد و زمونه
دل من هنوز جوونه
نکنه تنها بمونه
توی این عهد و زمونه

 

************

 

آهو

 

پوران

 

 

تو ای آهو که به هر سو
شوی از برم گریزان
مرا اینسان به بیابان
کشان و ز غم پریشان
به تو خو گرفته ام کجا روی
تو که رام من شدی چرا روی

ترسم روی خدا نکرده
ره گم کنی در این بیابان
صیاد ماهری به ناگاه
از گوشه ای شود نمایان
خواهم به هر حال
گیرم سر راهت
چشمی بدوزم بر چشم سیاهت

من ای آهوی زیبا
صد نقش فریبا
در رخ تو دیدم
دل با تو شده همدم
چون مثل تو من هم
از کس آه ندیدم
مرو مرو ای آهوی رمیده من
مرو مرو پنهان مشو ز دیده من

تو ای آهو که به هر سو
شوی از برم گریزان
مرا اینسان به بیابان
کشان و ز غم پریشان
به تو خو گرفته ام کجا روی
تو که رام من شدی چرا روی

من ای آهوی زیبا
صد نقش فریبا
در رخ تو دیدم
دل با تو شده همدم
چون مثل تو من هم
از کس آه ندیدم
مرو مرو ای آهوی رمیده من
مرو مرو پنهان مشو ز دیده من

تو ای آهو که به هر سو
شوی از برم گریزان
مرا اینسان به بیابان
کشان و ز غم پریشان
به تو خو گرفته ام کجا روی
تو که رام من شدی چرا روی

 

 

***************

 

شانه

پوران

 

 

 

 

 

بر گیسویت ای جان ، کمتر زن شانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه

بگشا ز مویت گرهی چند ای مه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه

دل در مویت دارد خانه
مجروح گردد چو زنی هر دم شانه
مجروح گردد چو زنی هر دم شانه

بر گیسویت ای جان ، کمتر زن شانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه

بگشا ز مویت گرهی چند ای مه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه

دل در مویت دارد خانه
مجروح گردد چو زنی هر دم شانه
مجروح گردد چو زنی هر دم شانه

در حلقه مویت بس دل اسیر است
بینم خونین دل این و آن سر هر دندانه
بینم خونین دل این و آن سر هر دندانه

بر گیسویت ای جان ، کمتر زن شانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه


بگشا ز مویت گرهی چند ای مه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه

دل در مویت دارد خانه
مجروح گردد چو زنی هر دم شانه
مجروح گردد چو زنی هر دم شانه

در حلقه مویت بس دل اسیر است
بینم خونین دل این و آن سر هر دندانه
بینم خونین دل این و آن سر هر دندانه

دل در مویت دارد خانه
مجروح گردد چو زنی هر دم شانه
مجروح گردد چو زنی هر دم شانه

 

 

*********************

 

 

سلطان قلب ها

 

پوران

 

 

یه دل میگه برم برم ،
یه دلم میگه نرم نرم
طاقت نداره دلم دلم ،
بی تو چه کنم ؟

پیش عشق ای زیبا زیبا ،
خیلی کوچیکه دنیا دنیا
با یاد تواَم هرجا هرجا ،
ترکت نکنم

سلطان قلبم تو هستی تو هستی ،
دروازه های دلم را شکستی
پیمان یاری به قلبم تو بستی ،
با من پیوستی

اکنون اگر از تو دورم به هر جا ،
بر یارِ دیگر نبندم دلم را
سرشارم ار آرزو و تمنّا ،
ای یارِ زیبا

**********


یه دل میگه برم برم ،
یه دلم میگه نرم نرم
طاقت نداره دلم دلم ،
بی تو چه کنم ؟

پیش عشق ای زیبا زیبا ،
خیلی کوچیکه دنیا دنیا
با یاد تواَم هرجا هرجا ،
ترکت نکنم

سلطان قلبم تو هستی تو هستی ،
دروازه های دلم را شکستی
پیمان یاری به قلبم تو بستی ،
با من پیوستی

اکنون اگر از تو دورم به هر جا ،
بر یارِ دیگر نبندم دلم را
سرشارم ار آرزو و تمنّا ،
ای یارِ زیبا

 

 

*****************************

 

عيد اومد بهار اومد

 

پوران

 

گل اومد بهار اومد میرم به صحرا
عاشق صحراییم بی نصیب و تنها
دلبر مه پیکر گردن بلورم
عید اومد بهار اومد من از تو دورم

گر بیام از این سفر ای گل عذارم
از سفر طاق طلا برات میارم
دلبر مه پیکر گردن بلورم
عید اومد بهار اومد من از تو دورم

ز تو خواهم ز تو خواهم
عهد عشقی که بستی وفا کنی
یاد ما کنی
از چمنها گر گذشتی یاد من کن
گر شنیدی سرگذشتی یاد من کن
دلبر مه پیکر گردن بلورم
عید اومد بهار اومد من از تو دورم

گل اومد بهار اومد میرم به صحرا
عاشق صحراییم بی نصیب و تنها
خوش ادا بالا بلا شیرین زبونم
مانده ام دور از تو و از آشیونم

آشیونم رو گل خودرو گرفته
سبزه از هر گوشه تا زانو گرفته
گر بیام از این سفر ای گل عذارم
از سفر طاق طلا برات میارم

ز تو خواهم ز تو خواهم
عهد عشقی که بستی وفا کنی
یاد ما کنی
از چمنها گر گذشتی یاد من کن
گر شنیدی سرگذشتی یاد من کن
گر بیام از این سفر ای گل عذارم
از سفر طاق طلا برات میارم

 

***********************************

 

 

 

 

 

 

 

 


+ نوشته شده سه شنبه بیست و ششم مهر 1384 ساعت 2:39 توسط زریاب | 

مرضيه

موضوع: 

 

سیما بینا

 

 

 

 

 

بنان

 

 

 

فرامرز اصلانی

 

الهه

 

پریسا

 

پوران

 

كلاغ 40 كلاغ

پروین

 

دل غافل

 

سكوت شكسته(2)

 

 

 

 

سیمین غانم

 

 

 

 

پری زنگنه

 

 

 

ویگن

 

 

 

 

 

 

 

دلکش

 

 

مرضیه

 

مرا ببوس

ترانه ای برای همۀ دورانها

ترانه ای که جاودانه شد...

سرشار از کار و پیکار

...به اکنون از سکوی آینده می نگرد .

 

 

 

حسن گلنراقی

 

 

مرا ببوس مرا ببوس
برای آخرین بار
ترا خدانگهدار
که میروم بسوی سرنوشت
بهار ما گذشته
گذشته ها گذشته
منم به جستجوی سرنوشت


در میان توفان
هم پیمان با قایقرانها
گذشته از جان باید بگذشت از طوفانها
به نیمه شبها
دارم با یارم پیمانها
که برفروزم آتشها در کوهستانها آه
شب سیه
سفر کنم
ز تیره راه
گذر کنم
نگه کن ای گل من
سرشک غم به دامن
برای من میفکن


مرا ببوس مرا ببوس
برای آخرین بار
ترا خدانگهدار
که میروم بسوی سرنوشت
بهار ما گذشته
گذشته ها گذشته
منم به جستجوی سرنوشت


دختر زیبا امشب بر تو مهمانم
درپیش تو میمانم تا لب بگذاری بر لب من
دختر زیبا از برق نگاه تو
اشک بی گناه تو
روشن سازد یک امشب من
مرا ببوس مرا ببوس
برای آخرین بار
ترا خدانگهدار
که میروم بسوی سرنوشت
بهار ما گذشته
گذشته ها گذشته
منم به جستجوی سرنوشت

 

 

************

بی داد زمان

 

مرضيه

 

به رهی ديدم برگ خزان
پژمرده ز بيداد زمان
كز شاخه جدا بود
چو ز گلشن رو كرده نهان
در رهگذرش باد خزان
چون پيك بلا بود

ای برگِ ستمديدهء پاييزی
آخر تو زگلشن ز چه بگريزی
روزی تو هماغوش گلی بودی
دلداده و مدهوش گلی بودی

ای عاشق ِ شيدا
دلدادهء رسوا
گويمت چرا فسرده ام
در گل نه صفايی
باشد نه وفايی
جز ستم زِ وی نبرده ام
خار غمش در دل بنشاندم
در ره او من جان بفشاندم
تا شد نو گلِ گلشن و زيب چمن
رفت آن گل من از دست
با خار و خسی پيوست
من ماندم و صد خار ستم
وين پيكر بی جان
ای تازه گلِ گلشن
پژمرده شوی چون من
هر برگ تو افتد به رهی
پژمرده و لرزان

به رهی ديدم برگ خزان
پژمرده ز بيداد زمان
كز شاخه جدا شد
چو ز گلشن رو كرده نهان
در رهگذرش باد خزان
چون پيك بلا بود

********************************

 

 

در فکر

 

مرضيه

 

دو سه شبه که چشمام به دره
خدا کنه که خوابم نبره
تو این قفس که زندون منه دلم گرفته و منتظره
خدا کنه که خوابم نبره
می خوام که دل به دریا بزنم یه سینه حرفو یکجا بزنم
چرا کسی نمیگه که عشق و امیدم به کجا رفته
شبا اگه که تنها بمونم با غصه ها تو دنیا بمونم
به کی آخه می تونه بگه اون که پشیمونه چرا رفته
دوسه شبه که چشمام به دره
خدا کنه که خوابم نبره
فردا دوباره پاییز میشه باز
دلش زغصه لبریز میشه باز
ای آسمون بهش بگو که پشیمون میشی
به سوز عاشقی قسم که دلخون میشی
دوسه شبه که چشمام به دره
خدا کنه که خوابم نبره


***********************

در میان گلها

مرضيه

 

میگذرم تنها از میان گلها
گه به گلستانها گه به کوه و صحرا
تازه گلی سر راهم
گیرد و با من گوید
محرم راز تو کو
خار رهی به تمنا
دامن من بگرفته
کان گل ناز تو کو

میگذرم تنها از میان گلها
گه به گلستانها گه به کوه و صحرا
تازه گلی سر راهم
گیرد و با من گوید
محرم راز تو کو
خار رهی به تمنا
دامن من بگرفته
کان گل ناز تو کو

راز عشق مرا گل در گوش صبا
گفت و غمم بفزود
آنگه در همه جا راز درد من و
قصه عشق تو بود
قصه عشق تو بود

چاهی به حسن آسمانی از مهی برتر
شعله ی عشق من از گردون برآرد سر
در گلستان هم ز تنهایی روم من اگر
تازه گلی سر راهم
گیرد و با من گوید
محرم راز تو کو
خار رهی به تمنا
دامن من بگرفته
کان گل ناز تو کو

میگذرم تنها از میان گلها
گه به گلستانها گه به کوه و صحرا
تازه گلی سر راهم
گیرد و با من گوید
محرم راز تو کو
خار رهی به تمنا
دامن من بگرفته
کان گل ناز تو کو

*************************************

 

دیدی که رسوا شد دلم

مرضيه

 

دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم
دیدی که من با این دل
بی آرزو عاشق شدم
با آن همه آزادگی
بر زلف او عاشق شدم
عاشق شدم
ای وای اگر صیاد من
غافل شود از یاد من
قدرم نداند
فریاد اگر از کوی خود
وز رشته ی گیسوی خود
بازم رهاند
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم

دیدی که من با این دل
بی آرزو عاشق شدم
با آن همه آزادگی
بر زلف او عاشق شدم
عاشق شدم
ای وای اگر صیاد من
غافل شود از یاد من
قدرم نداند
فریاد اگر از کوی خود
وز رشته ی گیسوی خود
بازم رهاند
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم

در پیش بی دردان چرا
فریاد بی حاصل کنم
گر شکوه ای دارم ز دل
با یار صاحبدل کنم
وای ز دردی که درمان ندارد
فتادم به راهی که پایان ندارد

از گل شنیدم بوی او
مستانه رفتم سوی او
تا چون غبار کوی او
در کوی جان منزل کند
وای ز دردی که درمان ندارد
فتادم به راهی که پایان ندارد
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم
دیدی که در گرداب غم
از فتنه ی گردون رهی
افتادم و سرگشته چون
امواج دریا شد دلم
افتادم و سرگشته چون
امواج دریا شد دلم
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم

**************************************

 

سنگ خارا

مرضيه

 

 

شمع خود سوزي چو من در ميان انجمن
گاهي اگر آهي كشد دلها بسوزد

جاي آن دارد كه چندي هم ره صحرا بگيرم
سنگ خارا را گواه اين دل شيدا بگيرم

مو به مو دارم سخنها
نكته ها از انجمنها

بشنو اي سنگ بیابان
بشنويد اي باد و باران

با شما همرازم اكنون
با شما دمسازم اكنون

جاي آن دارد كه چندي هم ره صحرا بگيرم
سنگ خارا را گواه اين دل شيدا بگيرم

مو به مو دارم سخنها
نكته ها از انجمنها

بشنو اي سنگ بیابان
بشنويد اي باد و باران

با شما همرازم اكنون
با شما دمسازم اكنون

يك چنين آتش به جان
مصلحت باشد همان
با عشق خود تنها شود
تنها بسوزد

من يكي مجنون ديگر
در پي ليلاي خويشم
عاشق اين شور و حال عشق بي پرواي خويشم

تا به سويش ره سپارم
سر زمستي بر ندارم
من پريشان حال دل خوش
با همين دنياي خويشم
جاي آن دارد كه چندي هم ره صحرا بگيرم
سنگ خارا را گواه اين دل شيدا بگيرم

مو به مو دارم سخنها
نكته ها از انجمنها

بشنو اي سنگ بیابان
بشنويد اي باد و باران

با شما همرازم اكنون
با شما دمسازم اكنون

****************************************

 

صورتگر

مرضيه

 

صورتگر نقاش چین
رو صورت یارم ببین
یا صورتی برکش چنین
یا ترک (و) کن صورتگری(2)
آفاق(و) را، گر دیده ام
مهر بتان، سنجیده ام
بسیار (و) خوبان دیده ام
اما تو چیز دیگری
ز دست محبوب آه چه ها کشیدم
به جر جفایش، حبیبم ، وفا ندیدم (آآآآآه)(2)
نه همزبانی، حبیبم که یک زمانی،
به من بگوید (آآآه) غم که داری؟(2)
نوبت هجران گذشت(2)
شد گه صلح و صفا (2)


 

 

می زده

مرضيه

 

مي زده شب چو ز ميكده باز آيم
بر سر كوي تو من به نياز آيم
من مستم و بي خبرم
دلداده رهگذرم هر نيمه شب
مي زده شب چو ز ميكده باز آيم
بر سر كوي تو من به نياز آيم
من مستم و بي خبرم
دلداده رهگذرم هر نيمه شب


من با دلي ديوانه در گوشه ميخانه
مي افتم ، مي خيزم ،مست و خرابم
حبيب ! مست و خرابم
شبها در ميخانه ،پيمانه به پيمانه
مي افتم ، مي خيزم ،بي تو چه سازم؟
عزيز ! بي تو چه سازم؟
مي سوزم ،شبها با شمع رخ تو با سوز نهان
مي سازم ، با اين آتش دل خود با كاهش جان
ساغري بده ز شرابم
به لب رسيد ز جان چو حبابم
مستم و خرابم
فارغ از سبو چه نشستي؟
بزن به ساغر و مي و مستي
در جهان هستي
مست از باده ام يا از آن نگه
بر تو عاشقم يا بر روي مه
من ،بر تو عاشقم ، بر تو عاشقم
هستم بهر تو ، مستم بهر تو ،هستم بهر تو


مي زده شب چو ز ميكده باز آيم
بر سر كوي تو من به نياز آيم
من مستم و بي خبرم
دلداده رهگذرم هر نيمه شب

***********************************************

 

 

 


+ نوشته شده دوشنبه بیست و پنجم مهر 1384 ساعت 11:21 توسط زریاب | 

گوناگون

موضوع: 

 

 

 

الۀ ناز

 

بنان

 

 

بــــاز اي الهه ناز
با دل من بســـاز
كين غم جانگداز
برود ز برم
گــــــردل من نياسود
از گناه تو بود
بيا تا ز سر
گنهت گذرم
بــــاز ميكنم دست ياري بسويت دراز
بيا تا غم خود را با راز و نياز
زخاطر ببرم
گــــر نكند تيرخشمت دلم را هدف
بخدا همچون مرغ پرشور و شعف
بسويت بپرم

آنكه او به غمت دل بندد چون من كيست
ناز تو بيش از اين بهر چيست
تو الهه نازي، در بزمم بنشين
من تورا وفادارم، بيا كه جز اين
نباشد هنرم
اين همه بي وفايي ندارد ثمر
بخدا اگر از من نگيري خبر
نيابي اثرم

 

 

 

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

 

 

بنان

 

 

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا بی وفا حالا كه من افتاده ام از پاچرا
نوشدارویی نوشدارویی نوشدارویی و
بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل سنگدل سنگدل این
زودتر میخواستی حالا چرا
عمر مارا مهلت امروز و فردای تو نیست
من كه يك امروز مهمان توام فردا چرا
نازنينا نازنينا نازنينا ما به ناز تو
جوانی داده ايم
ديگر اكنون با جوانان

ناز كن با ما چرا
وه كه با اين عمر های كوته بی اعتبار
اينهمه غافل شدن از چون منی شيدا چرا
آسمان چون جمع مشتاقان پريشان مي كند
در شگفتم من در شگفتم من
نمی پاشد ز هم دنيا چرا
شهريارا بي حبيب خود نمی كردی سفر
راه عشق است اين يكی بي مونس و تنها چرا
بی مونس و تنها چرا؟؟

 

 

 

ای امید دل من کجایی

 

بنان

 

 

ای امید دل من کجایی ؟
همچو بختم کنارم نیایی
آشنا و سوز و دیرآشنایی
یا بلای دل مبتلایی
بی وفا ، بی وفا ، بی وفایی
تو غارتگر عقل و هوشی
به آزار جانم چه کوشی ؟
چو مِی بارم بر جان خروشی
تو غارتگر عقل و هوشی
به آزار جانم چه کوشی ؟
چو مِی بارم بر جان خروشی
چه خواهم از تو ، جز نگاهی ؟
چه خواهی از جانم ، چه خواهی ؟
ندارم جز عشقت گناهی
ندارم جز عشقت گناهی

بر سیه بختی من گواهی
چون دو چشم مستت ئل سیاهی
کو به غیر از آغوشت پناهی ؟
آتشی ، سرکشی ، فتنه جویی
آفتی ، خانه سوزی ، گناهی
عشق من جان را چه کاهی ؟
ماه من ! مجلس آرا تویی تو
عشق من ! شادی افزا تویی تو
روشنی بخش دل ها تویی تو
راحت جان شیدا تویی تو
سرگردان از چه با ما تویی تو ؟

 

 

*

 

 

ای ایران

 

بنان

 

 

ای ایران ای مرز پر گهر
ای خاكت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی و جاودان
ای … دشمن ارتو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاك پاك میهنم
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاك ایران ما

سنگ كوهت دُر و گوهر است
خاك دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل كی برون كنم
برگو بی مهر تو چون كنم
تا … گردش جهان و دور آسمان بپاست
نور ایزدی همیشه رهنمای ماست
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست ، اندیشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد اين جان ما
پاینده باد خاك ايران ما

ایران ای خرم بهشت من
روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پیكرم
جز مهرت بر دل نپرورم
از … آب و خاك و مهر تو سرشته شد دلم
مهرت ار برون رود چه می شود دلم
مهر تو چون ، شد پیشه ام
دور از تو نیست ، انديشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد اين جان ما
پاینده باد خاك ایران ما

 

 

 

 

 

بوی جوی مولیان

 

بنان

 

 

بوي جوي موليان آيد همي

ياد يار مهربان آيد همي

ريگ آموي و درشتيهاي او

زير پايم پرنيان ايد همي

آب جيحون از نشاط روي دوست

خنگ ما را تا ميان آيد همي

اي بخارا شاد باش و دير زي

مير زي تو شادمان آيد همي

مير ماه است و بخارا آسمان

ماه سوي آْسمان آيد همي

مير سروست و بخارا بوستان

سرو سوي بوستان آيد همي


بوي جوي موليان ياد يار مهربان

بوي جوي موليان ياد يار مهربان آيد همي

بوي جوي موليان ياد يار مهربان آيد همي

 

 

 

 

تو بهار دلنشین

 

بنان

 

تا بهار دلنشین آمده سوی چمن
ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن
چون نسیم نوبهار بر آشیانم کن گذر
تا که گلباران شود کلبه ویران من

تا بهار زندگی آمد بیا آرام جان
تا نسیم از سوی گل آمد بیا دامن کشان
چون سپندم بر سر آتش نشان بنشین دمی
چون سرشکم در کنار بنشین نشان سوز نهان

تا بهار دلنشین آمده سوی چمن
ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن
چون نسیم نوبهار بر آشیانم کن گذر
تا که گلباران شود کلبه ویران من

باز آ ببین در حیرتم
بشکن سکوت خلوتم
چون لاله تنها ببین
بر چهره داغ حسرتم
ای روی تو آیینه ام
عشقت غم دیرینه ام
باز آ کنون در این بهار
سر را بنه بر سینه ام

 

 

چه شورها

 

بنان

 

 

چه شورها که من به پا

ز شاه ناز می کنم.

در شکایت از جهان به شاه باز می کنم.

جهان پر از غم دلم

زبان ساز می کنم.

ز من مپرس که چونی؟

دلی نشسته به خونی

ز اشک پرس که افشا نموده راز درونی

اگر که جان از این سفر

بدون دردسر

اگر به در برم من

به شه خبر برم من

چه حربه های نیرنگ

ز شان به بارگاه شه برم من، حبیبم

ز شان به بارگاه شه برم من.

عارف قزويني

 

 

 

کاروان

 

بنان

 

 

همه شب نالم چون نی كه غمی دارم
دل و جان بردی اما نشدی يارم
با ما بودی بی ما رفتی
چون بوی گل به كجا رفتی
تنها ماندم تنها رفتی

چون كاروان رود فغانم از زمين بر آسمان رود
دور از يارم خون می بارم

فتادم از پا به ناتوانی
اسير عشقم چنان كه دانی
رهائی از غم نمی توانم
تو چاره ای كن كه ميتوانی
گر ز دل برآرم آهی
آتش از دلم خيزد
چون ستاره از مژگانم
اشك آتشين ريزد

چون كاروان رود فغانم از زمين بر آسمان رود
دور از يارم خون می بارم
نه حريفی تا با او غم دل گويم
نه اميدی در خاطر كه تو را جوبم

ای شادی جان سرو روان
كز بر ما رفتی
از محفل ما چون دل ما
سوی كجا رفتي؟

تنها ماندم ، تنها رفتی
چو ن بوی گل به كجا رفتی؟
به كجائی غمگسار من
فغان زار من بشنو بازآ

از صبا حكايتی ز روزگار من بشنو
بازآ بازآ سوی رهی
چون روشنی از ديده ما رفتی
با قافله باد صبا رفتی

تنها ماندم ، تنها ماندم.....

 

 

******************************

 

 

من از روز ازل

 

 

بنان

 

من از روز ازل دیوانه بودم دیوانه ی روی تو
سرگشته ی کوی تو
سرخوش از باده ی مستانه بودم
در عشق و مستی افسانه بودم
نالان از تو شد چنگ و عود من
تار موی تو تار و پود من
بی باده مدهوشم ساغر نوشم
ز چشمه ی نوش تو
مستی دهد ما را گل رخسارا بهار آغوش تو
چو به ما نگری غم دل ببری کز باده نوشین تری
چو به ما نگری غم دل ببری کز باده نوشین تری
سوزم همچو گل از سودای دل
دل رسوای تو من رسوای دل
گر چه به خاک و خون کشیدی مرا
روزی که دیدی مرا
بازآ که در شام غم صبح سپیدی مرا
بازآ که در شام غم صبح سپیدی مرا

 

 

 

 

 

 

 

من شمعم شبانه

 

 

داریوش رفیعی

 

من شمعم شمع شبانه
در عالم گشته فسانه

همه جا خود را می سوزم
که شب یاران افروزم

می سوزم تا به سحرگه ،
از رازم کس نشد آگه

خوش و بی پروا می سوزم
که ز سر تا پا می سوزم

نه وفاداری ، نه وفاخواهی ،
که به قلب من ، ببرد راهی

چون جان من افروزد

همه خودبینی ، همه خودخواهی
نشود پیدا ، دلِ آگاهی

ز من وفا آموزد
ز من وفا آموزد

من و شب پروانه ، من و دل دیوانه
به اشک و آتش خرسند

تو حال من کی دانی
که خود نباشی چون من
به عشق رویی پابند

اگر چون آتش خوش سوزم شب ها
خوشم که بزمی افروزم شب ها
خوشم که بزمی افروزم شب ها

من در راه محبّت
سر از پا نشناسم
از ، آتش نکنم پروا
از ، آتش نکنم پروا

یک امشب من با
شادی می سوزم
تا که شود فردا

دل من ، ز وفا می سوزد
که وفا به شما آموزد
در این دنیا

من و شب پروانه ، من و دل دیوانه
به اشک و آتش خرسند

تو حال من کی دانی
که خود نباشی چون من
به عشق رویی پابند

 

 

 

زهره

 

داریوش رفیعی

 

 

یاد ازآن روزی که بودی زهره یار من
دور از چشم رقیبان در کنار من
حالیا خالیست جایت ای نگار من
در شام تار من آخر کجای زهره
یاد داری زهره آن روزی که در صحرا
دست اندر دست هم گردش کنان تنها
راه می رفتیم و در بین شقایقها
بود عالم ما را لطف و صفایی زهره
بود هنگام غروب و آن روز پر زیبا
ایستادیم از برای دیدنش آنجا
تکیه تو بر سینه ام دادی سر خود را
گفتیم و ما تنها بس رازهای زهره
چون یقین کردی که از عشقت گرفتارم
طرد گشتی اینچنین خارم
خود نکردی فکر آخر نازنین یارم
من همچو دارم آخر خدای زهره

 

 

 

زندگی

 

عبدالوهاب شهيدی

 

 

آن نگاه گرم تو آن نگاه گرم تو جام شرابه جام شرابه
زندگی بی چشم تو رنج و عزابه رنج و عزابه
آه من ترسم شبی آه من ترسم شبی دامنت بگيره دامنت بگيره
با دلم بازی مکن عاشق و اسيره ترسم بميره
زندگی به چشم تو رنج و عزابه رنج و عزابه

ميشکنی شيشه دلم ميشکنی شيشه دلم قدرشو ندونی قدرشو ندونی
مهربونی با همه با من و دل من نامهربونی
زندگی بی چشم تو رنج و عزابه رنج و عزابه

 

 

 

 

 

 

 

 

 


+ نوشته شده یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384 ساعت 15:51 توسط زریاب | 

گوناگون :

موضوع: 

  

 

تو دروغاتم قشنگه

کورس

 

 

مثل شعرای کتاب مدرسه
همه حرفاتو از بر میدونم
قصه هایی که میخوای بگی به من
روزی صد بار تو کتابا میخونم
وقتی پای عاشقی میون بیاد
همیشه صحبت غصه و غمه
کوچولوی خوش زبون من بگو
همه حرفا چرا مثل همه؟
تو میگی بدون من دنیا برات زندون تنگه
من میگم بگو عزیزم . تو دروغاتم قشنگه
روزای اول که داغه عشقمون
واسم از فردا و پسفردا میگی
واسم از یه خونه گرم و کوچیک
واسم از بازی بچه ها میگی
ولی فردا میدونم چی پیش میاد
آخر عشقا یه جوره همیشه
همه بهانه ها مثل همه
همه عشقا یه جور تموم میشه
تو میگی بدون من دنیا برات زندون تنگه
من میگم بگو عزیزم . تو دروغاتم قشنگه
تو میگی بدون من دنیا برات زندون تنگه
من میگم بگو عزیزم . تو دروغاتم قشنگه
مثل شعرای کتاب مدرسه
همه حرفاتو از بر میدونم
قصه هایی که میخوای بگی به من
روزی صد بار تو کتابا میخونم
وقتی پای عاشقی میون بیاد
همیشه صحبت غصه و غمه
کوچولوی خوش زبون من بگو
همه حرفا چرا مثل همه؟
تو میگی بدون من دنیا برات زندون تنگه
من میگم بگو عزیزم . تو دروغاتم قشنگه
روزای اول که داغه عشقمون
واسم از فردا و پسفردا میگی
واسم از یه خونه گرم و کوچیک
واسم از بازی بچه ها میگی
ولی فردا میدونم چی پیش میاد
آخر عشقا یه جوره همیشه
همه بهانه ها مثل همه
همه عشقا یه جور تموم میشه
تو میگی بدون من دنیا برات زندون تنگه
من میگم بگو عزیزم . تو دروغاتم قشنگه

 

 

 

جنگل

داریوش

 

 

پشت سر پشت سر پشت سر جهنمه
روبرو روبرو قتلگاه آدمه
روح جنگل سياه با دست شاخه‌هاش داره
روحم رو از من مي گيـــره
تا يه لحظه مي‌مونم
جغدها تو گوش هم ميگن
پلنگ زخمي مي‌ميـــــره
راه رفتن ديگه نيست
حجله پوسيدن من جنگل پيـره
پشت سر پشت سر پشت سر جهنمه
روبرو روبرو قتلگاه آدمه
قلب ماه سر به زير
به دار شاخه‌ها اسير
غروبش رو من مي‌بينم
ترس رفتن تو تنم
وحشت موندن تو دلم
خواب برگشتن مي‌بينم
هر قدم به هر قدم
لحظه به لحظه
سايه دشمن مي‌بينم
پشت سر پشت سر پشت سر جهنمه
روبرو روبرو قتلگاه آدمه
پشت سر پشت سر پشت سر جهنمه
روبرو

 

 

 

چرا عاشق شدم

 

اندی

 

 

خدا چرا عاشق شدم من
دیگه از دست این دل یه شب آروم ندارم
وای چرا تو این زمونه
شدم قربونی عشق
اسیر روزگارم

روزا چشمای نازش میشینه تو كتابم
شبا وقتی می خوابم میبینمش تو خوابم
براش نامه نوشتم قشنگ و عاشقونه
نوشتم با دو چشماش منو كرده (( دیوونه ))

خدا چرا عاشق شدم من ...

رو پله های سنگی می شینم مات و بیدار
چشام رو دور ابرها سرم رو سنگ دیوار
براش آواز می خونه لبای سردو بستم
میاد خورشید بازم من هنوز اینجا نشستم

خدا چرا عاشق شدم من
دیگه از دست این دل
یه شب آروم ندارم
وای چرا تو این زمونه
شدم قربونی عشق
اسیر روزگارم

خدا چرا عاشق شدم من ... ؟

 

 

 

 

حادثه

داریوش

گفتم تو چرا دور تر از خواب و سرابی
گفتی که منم با تو ولیکن تو نقابی اما تو نقابی
فریاد کشیدم تو کجایی تو کجایی
گفتی که طلب کن تو مرا تا که بیابی
چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش
هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش
هر منزل این راه بیابان هلاک است
هر چشمه سرابیست که بر سینه خاک است
در سایه هر سنگ اگر گل به زمین است
نقش تن ماریست که در خواب کمین است
در هر قدمت خار هر شاخه سر دار
در هر نفس آزار هر ثانیه صد بار
گفتم که عطش می کشدم در تب صحرا
گفتی که مجوی آب و عطش باش سراپا
گفتم که نشانم بده گر چمشه ای انجا ست
گفتی چو شدی تشنه ترین قلب تو دریاست
گفتم که در این راه کو نقطه ی آغاز
گفتی که تویی تو خود پاسخ این راز

 

 

 

دختر همسایه

 

کورس

 

 

دختر همسایه شبای تابستون گاهی میومد روی بوم
هردفه یک گلی پرت میکرد میون خونمون
یعنی زود بیا روی بوم دلش نمیگرفت اروم
طی میکردم با چابکی پله ها رو 10 تا یکی
تا می رسیدم اون بالا قایم میشد میگفت حالا
اگه راستی مردی باید دنبالم بگردی اگه راستی مردی
باید دنبالم بگردی
بازی قایم موشک حالی داره با یه دختر بانمک حالی داره
موش موشک اسه برو بازی کردی
اگه پیداش بکنی خیلی مردی
خلاصه اخر پیداش میکردم تا میتونستم نگاش میکردم
میگفت دورت بگردم منم دورش میگشتم
میگفت دورت بگردم منم دورش میگشتم
اگه راستی مردی باید دنبالم بگردی
اگه راستی مردی باید دنبالم بگردی
دختر همسا یه شبای تابستون گاهی میومد روی بوم
هردفعه یک گلی پرت میکرد میون خونمون
یعنی زود بیا روی بوم دلش نمیگرفت اروم
طی میکردم با چابکی پله ها رو ده تا یکی
تامیرسیدم اون بالا قایم میشد میگفت حالا
اگه ر استی مردی باید دنبالم بگردی
اگه راستی مردی باید دنبالم بگردی
بازی قایم موشک حالی داه با یه دختر بانمک حالی داره
موشموشک اسه برو بازی کردی اگه پیداش بکنی خیلی مردی
خلاصه اخر پیداش میکردم تامیتونستم نگاش میکردم
میگفت دورت بگردم منم دورش میگشتم
میگفت دورت بگردم منم دورش میگشتم

 

 

 

 

 

زندونی

 

داریوش

 

وقتی که دل تنگه فایدش چیه آزادی
زندگی زندونه وقتی نباشه شادی
آدم که غمگینه دنیا براش زندونه
ما بین صد ملیون بازم تنها میمونه

دنیای زندونی دیواره زندونی از دیوار بیزاره

پرنده که بالش میسوزه
دل غم به حالش میسوزه
آخه مرگه واسش رهایی
پرنده که بالش میسوزه
آدمی که شادی نداره
بخدا آزادی نداره
میکنه زندگیشو زندون
آدمی که شادی نداره

دنیای زندونی دیواره زندونی از دیوار بیزاره

هوای قفس کشنده
بیرون پر از درنده
کجا بره پرنده

دنیای زندونی دیواره زندونی از دیوار بیزاره

 

 

 

 

 

ستاره

 

مارتيک

 

 

آهاي آهاي ستاره بيا كه باز بهاره
آهاي آهاي ستاره بيا كه باز بهاره
بيا كه اين دل ما عاشق و بي قراره
عاشق و بي قراره
تويي فقط نيازش قصه رمز و رازش
تويي فقط نيازش قصه رمز و رازش
شده خراب عشقت بيا بازم بسازش
بيا كه وقته وقتشه
به فكر تاج و تختشه
بيا كه بي تو دل ما
نفس كشيد سختشه
بيا مي خوام پر بزنم
مي خوام باهات سفر كنم
مي خوام هواي عشقمو تازه و تازه تر كنم
مي خوام دوباره اين دل رو
عاشق و عاشقتر كنم

آهاي آهاي ستاره بيا كه باز بهاره
آهاي آهاي ستاره بيا كه باز بهاره
بيا كه اين دل ما عاشق و بي قراره

عاشق و بي قراره

...

 

 

 

 

نیلوفر

مارتيک

 

ای عشق من ای زیبا نیلوفر من
در خواب نازی شبها نیلوفر من
در بستر خود تنها خفته ای تو
ترک من و دل ای مه گفته ای تو
ای دختر صحرا نیلوفر آه نیلوفر آه نیلوفر
در خلوتم باز آ نیلوفر آه نیلوفر آه نیلوفر

تویی نامهربان یا من
نکن جور و جفا با من
روم در کوه و صحرا
بلکه بین سبزه ها
ای نوگل دیر آشنا
یابم تو را یابم تو را
تویی نامهربان یا من
نکن جور و جفا با من
روم در کوه و صحرا
بلکه بین سبزه ها
ای نوگل دیر آشنا
یابم تو را یابم تو را

آسمانی دلبر من
عشق من نیلوفر من
ای عشق من ای زیبا نیلوفر من
در خواب نازی شبها نیلوفر من
در بستر خود تنها خفته ای تو
ترک من و دل ای مه گفته ای تو
ای دختر صحرا نیلوفر آه نیلوفر آه نیلوفر
در خلوتم باز آ نیلوفر آه نیلوفر آه نیلوفر

ای عشق من ای زیبا نیلوفر من
در خواب نازی شبها نیلوفر من
در بستر خود تنها خفته ای تو
ترک من و دل ای مه گفته ای تو
ای دختر صحرا نیلوفر آه نیلوفر آه نیلوفر
در خلوتم باز آ نیلوفر آه نیلوفر آه نیلوفر

تویی نامهربان یا من
نکن جور و جفا با من
روم در کوه و صحرا
بلکه بین سبزه ها
ای نوگل دیر آشنا
یابم تو را یابم تو را
تویی نامهربان یا من
نکن جور و جفا با من
روم در کوه و صحرا
بلکه بین سبزه ها
ای نوگل دیر آشنا
یابم تو را یابم تو را
آسمانی دلبر من

عشق من نیلوفر من
ای عشق من ای زیبا نیلوفر من
در خواب نازی شبها نیلوفر من
در بستر خود تنها خفته ای تو
ترک من و دل ای مه گفته ای تو
ای دختر صحرا نیلوفر آه نیلوفر آه نیلوفر
در خلوتم باز آ نیلوفر آه نیلوفر آه نیلوفر

 

 

 

فانوس

 

ايرج مهديان

 

همه شب من در دل بندر دیده به راهم تا که تو بازایی
شده هر شب شاهد اشکم مونس دردم فانوس دریایی
می گیرم من از تو نشونه اما چه فایده هیشکی نمیدونه
می شینم من بر لب دربا خسته و تنها با دل دیوونه
به خدا دیوانه منم
عاشقی آواره منم
که سیه گشته روزگارم
تو نبینی اشک مرا کز دل شب می چکد از دیده پر خون
به خدا در ساحل غم زورق دل مانده بر دل خسته مغمون
تو بیا فانوس شبهایم که رسیده جان به لبهایم
تو بیا فانوس شبهایم که رسیده جان به لبهایم
به خدا دیوانه منم
عاشقی آواره منم
که سیه گشته روزگارم
همه شب من در دل بندر دیده به راهم تا که تو بازایی
شده هر شب شاهد اشکم مونس دردم فانوس دریایی
می گیرم من از تو نشونه اما چه فایده هیشکی نمیدونه
می شینم من بر لب دربا خسته و تنها با دل دیوونه
به خدا دیوانه منم
عاشقی آواره منم
که سیه گشته روزگارم

 

 

 

 

گل مريم

 

ايرج مهديان

 

گل مریم
گل مریم سر راه تو پرپر کردم
ندانستم قسمهای تو باور کردم

گل مریم سر را تو پرپر کردم
ندانستم قسمهای تو باور کردم

بیادم بیادم آید آن شب در سکوت صحرا
توبودی و منو مهتابو عطر گلها
رها بود زغمها دل ما

رفتیو شد فنا آن رویا
دردلم شد بی تو هنگامه برپا
درانتظارت عمرم هدر شد نفرین براین رویا

گل مریم سر را تو پرپر کردم
ندانستم قسمهای تو باور کردم

گل مریم سر را تو پرپر کردم
ندانستم قسمهای تو باور کردم

 

 

 

لب کارون

 

آغاسی

 

لب کارون چه گلبارون
میشه وقتی که میشینند دلدارون
تو قایقها دور از غمها میخونند نغمه خوش روی کارون
هرروز و تنگه غروب تو شهرما
صفا داره لب شط پای نخلها
چه خوبو قشنگه لب کارون چه گلبارون
لب کارون چه گلبارون
میشه وقتی که میشینند دلدارون
تو قایقها دور از غمها میخونند نغمه خوش روی کارون
هرروز و تنگه غروب تو شهرما
صفا داره لب شط پای نخلها
چه خوبو قشنگه لب کارون
میشه وقتی که میشینند دلدارون
تو قایقها دور از غمها میخونند نغمه خوش روی کارون
لب کارون چه گلبارون
میشه وقتی که میشینند دلدارون

 

**********************************

 


+ نوشته شده یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384 ساعت 9:53 توسط زریاب | 

آدرس ها :

موضوع: 

 

تنها صداست که می ماند

موسیقی
 
 
 
**********

کار کودکان ممنوع !

آدرس :

http://koudakan.blogfa.com/

 

************

ترانه های سرزمین خورشید

آدرس : 

http://zariab.blogfa.com/

 

*************

 

 

 
 


+ نوشته شده شنبه شانزدهم مهر 1384 ساعت 12:42 توسط زریاب | 

ترانه های شجریان :

موضوع: 

 

ترانه ها شجریان

=====

اي امان از فراغت

{ اولین تصنیف سیاسی ایران }

 

آی آمان از فراقت آمان
مردم از اشتیاقت آمان
از که گیرم سراغت آمان
آمان آمان آمان آمان (آمان آمان آمان آمان)
دست لیلی چو بر مجنون شد
دل ز دیدار او پر خون شد
خون شد از راه دل بیرون شد
آمان آمان آمان آمان ( آمان آمان آمان آمان)
6/8
عارف و عامی از می مستند
عهد محکم به ساقی بستند
پای خم توبه را بشکستند
آمان آمان آمان آمان ( آمان آمان آمان آمان

.............................................

برادر بي قراره

شب است و چهره ی میهن سیاهه

نشستن در سیاهی ها گناهه

تفنگم را بده تا ره بجویم

که هر که عاشقه پایش به راهه

برادر بی قراره.برادر شعله واره.برادر دشت سینه اش لاله زاره

شب و دریای خوف انگیز و طوفان

من و اندیشه های پاک پویان

برایم خلعت و خنجر بیاور

که خون میبارد از دلهای سوزان

برادر نوجونه.برادر غرق خونه.برادر کاکلش آتش فشونه

تو که با عاشقان درد آشنایی تو که هم رزم و هم زنجییرمایی

ببین خون عزیزان را به دیوار بزن شیپور صبح روشنایی

برادر بی قراره.برادر نوجونه،برادر شعله واره.برادر غرق خونه.برادر کاکلش آتش فشونه

...................................................................................................................

بهار دلكش

بهار دلکش رسيد و دل به جا نباشد
از آنکه دلبر دمي به فکر ما نباشد
در اين بهار اي صنم بيا و آشتي کن
که جنگ و کين با من حزين روا نباشد
صبحدم بلبل بر درخت گل -خدا- به خنده مي گفت.نازنينان را، مه جبينان را، خدا وفا نباشد
اگر که با اين دل حزين تو عهد بستي، حبيب من، آخ با رقيب من چرا نشستي
چرا دلم را، عزيز من، از کينه خستي
اگر که با اين دل حزين تو عهد بستي، عزيز من، آخ با رقيب من چرا نشستي
چرا دلم را، حبيب من، از کينه خستي
بيا در برم از وفا يک شب اي مه نخ شب
تازه کن عهدي، خدا، که بر شکستي
بيا در برم از وفا يک شب اي مه نخ شب
تازه کن عهدي، جانم، که بر شکستيم

.......................................................................................................................

 

جوانان وطن

 

هنگام مي و فصل گل گشته
جانم گشت خدا گشت و چمن شد
دربار بهاري تهي از زاغ و جانم زاغ و خدا زاغ و زغن شد
از ابر کرم خطه ري رشک ختن شد
دل تنگ و چون من مرغ قفس بهر وطن شد

چه کج رفتاري اي چرخ
چه بدکرداري اي چرخ
سرکين داري اي چرخ
نه دين داري نه آيين داري اي چرخ
خواري اي چرخ
(
الف)

از خون جوانان وطن لاله جانم لاله خدا لاله دميده
از ماتم سرو قدشان سروا جانم سروا خدا سروا خميده
در سايه گل بلبل از اين غصه خزيده
گل نيز و چون من در غمشان جامه دريده
(
تکرار الف)
از اشک همه روي زمين زير و زبر کن
مشتي گرت از خاک وطن هست بسر کن
غيرت کن و انديشه ايام بدتر کن
اندر جلو سينه عدو سينه سپر کن
(
تکرار الف)
..........................................................................

چشم نرگس

 

خواهم که بر زلفت، زلفت، زلفت
هر دم زنم شانه، هر دم زنم شانه
ترسم پريشان کند بسي
حال هر کسي
چشم نرگست
مستانه مستانه، مستانه مستانه
خواهم بر آبرويت، رويت، رويت
هر دم کشم وسمه، هر دم کشم وسمه
ترسم که مجنون کند بسي
مثل من کسي
چشم نرگست
ديوانه ديوانه، ديوانه ديوانه
يک شب بيا منزل ما
حل کن دو صد مشکل ما
اي دلبر خشکل ما
دردت به جان ما شد، روح و روان ما شد
خواهم که بر چشمت، چشمت، چشمت
هر دم کشم سرمه، هر دم کشم سرمه
ترسم پريشان کند بسي
حال هر کسي
چشم نرگست
مستانه مستانه، مستانه مستانه
خواهم بر رويت، رويت، رويت
هر دم زنم بوسه،هر دم زنم بوسه
ترسم که نالان کند بسي
مثل من کسي
چشم نرگست
جانانه جانانه، جانانه جانانه

..............................................................

 

چهره به چهره

 

 

گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو
شرح دهم غم دلم نکته به نکته مو به مو
میرود از فراق تو خون دل از دو دیده ام
دجله به دجله یم به یم چشمه به چشمه جو به جو
از پی دیدن رخت همچون صبا فتاده ام
خانه به خانه در به در کوچه به کوچه کو به کو
دور دهان تنگ تو عارض عنبرین خطت
غنچه به غنچه گل به گل لاله به لاله جو به جو
مهر تو را دل حزین بافته بر قماش جان
پرده به پرده نخ به نخ تار به تار پود به پود
در دل خویش طاهره گشت و نیافت جز تو را
صفحه به صفحه لا به لا پرده به پرده تو به تو

................................................................

داروگ

خشك آمد كشتگاه من
در جوار كشتِ همسايه.
گرچه مي گويند: «مي گريند روي ساحل نزديك
سوگواران در ميان سوگواران
قاصد روزان ابري، داروگ ! كي مي رسد باران؟
بر بساطي كه بساطي نيست
در درون كومه ي تاريك من كه ذرّه اي با آن نشاطي نيست
و جدار دنده هاي ني به ديوار اتاقم دارد از خشكيش مي تركد
-
چون دل ياران كه در هجران ياران -
قاصد روزان ابري ، داروگ ! كي مي رسد باران؟

«نيما»

....................................................................

تصنيف کوچه سار شب

 

درين سرای بی کسی کسی به در نمی زند به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند
يکی ز شلب گرفتگان چراغ بر نمی کند کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند
نشستم ام در انتظار اين غبار بی سوار دريغ کز شبی چنين سپيده سر نمی زند
عزيز, عزيز , عزيز, عزيزانم عزيز, عزيز , عزيز, عزيزانم
گذرگهی است پر ستم که اندرو به غير غم يکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند
چه چشم پاسخ است ازين دريچه های بسته ات برو که هيچکس ندا به گوش کر نمی زند
نه سايه دارم و نه بر بيفکنندم و سزاست وگرنه بر درخت تر کسی تبر نمی زند

.................................................................

ناز ليلي

 

غـمت در نهـا نخـانه دل نشـيند
به نازي كه ليلي به محمل نشـيند
مرنجان دلم را كه اين مرغ وحشي
زبامي كه برخواست مشكل نشـيند
خـلد گر به پا خاري آسان برآيـد
چه سازم به خاري كه دردل نشيند
به دنبـال محمل چـنان زار گـريم
كه از گريه ام ناقه در گل نشـيند
بنـازم به بـزم مـحبت كـه آنجـا
گـدايي به شاهـي مقـابل نشيـند

.................................

 


+ نوشته شده پنجشنبه چهاردهم مهر 1384 ساعت 12:54 توسط زریاب | 

شجریان

موضوع: 

 

fakhredini-shajarian


+ نوشته شده چهارشنبه ششم مهر 1384 ساعت 13:0 توسط زریاب | 

شجریان به روایت شجریان

موضوع: 

 شجریان به روایت شجریان

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است.او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است

تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود.به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش ، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم . یک سال بعد ازد.اج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود.همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم

از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم. به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یا غار من.
چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم.

همان ابتدای کار مه صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم

در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم.
سال 1345 خوشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا.
جوابی که بعد از یکماه از نتجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد

سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانه بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای ن به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید.
با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی .

سالشمار استاد شجریان
1319 تولد اول مهر ماه در مشهد
1324 اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت
1326 ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد.
1327 اموختن تلاوت قران در نزد پدر
1328 شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی.
1329 اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی.
1331 تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو.
1332 قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا.
1334 شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد.
1336 ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد).
1338 اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری.
1339 دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور.
1340 اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان.
1341 جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است.
1342 انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت.
1344 تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد.
1345 انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور.
1346 تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان.
1347 انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی.
1348 تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی.
1349 اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان).
1350 اشنای با استاد فرامرز پایور و مشق سنتور نزد ایشان و اموزش ردیف اوازی صبا نزد فرامرز پایور . اشنایی ئ همکاری با هوشنگ ابتهاج((ه . الف . سایه)در برنامه های (گل های تازه))رادیو.
1351 شروع تهیه ی برنامه های گلهای تازه توسط هوشنگ ابتهاج در رادیو و همکاری با او. اغاز فراگیری ردیف های اوازی و تصانیف قدیمی نزد استاد عبدالله دوامی.برگذاری کنسرتی در شمال ایران با منصور صهرمی و هنرمندان دیگر.دیدار و اشنایی با اقای دوامی به وسیله ی فرامرز پایور.
1352 اشنایی با استاد نور علی برومند و فراگیری شیوه ی اوازی سید حسن طاهر زاده نزد ایشان در مرکز خط ئ اشاعه ی موسیقی و اشنایی با هنر جویان مرکز: محمد رضا لطفیو ناصر فرهنگفرو حسین علیزاده و جلال ذوالفنون و گنجه ای و مقدسی و حدادی و دیگران.
1353 سفر برای کنسرت های هندو پاکستان و افغانستان با استاد احمد عبادی . سفر به چین و ژاپنن با احمد احرار و کریم فکور و حسین ملکو پرویز قاضی سعید به عنوان میهمانان ویژه برای گشایش پروازهایی به این دو کشور.
1354 تولد همایون در 30 اردیبهشت ماه در تهران . ماموریت رادیو و تلویزیون برای کنسرتهای فروردین در ایالات مختلف امریکا.انتقال از وزارت منابع طبیعی (به عنوان مهمور خدمت)به رادیو.قطع رابطه با مرکز اشاعه ی موسیقی و ادامه ی درس اواز در منزل استاد نورعلی برومند.
1355 شرکت در جشنواره ی توس (نیشابور)با فرامرز پایور , سایه, حسن ناهید, رحمت الله بدیعی, محمد اسماعیلی, عبدالوهاب شهیدی و هوشنگ ظریف.حضور در برنامه ی جشن هنر شیراز ( در حافظیه) با محمد رضا لطفی و فرهنگفر و اجرای برنامه ی ((راست پنجگاه)).کناره گیری رسمی و قطع رابطه ی کامل از رادیو در اسفند ماه.اجرای اواز در صفحات ردیف نوازی کانون پرورس فکری کودکان و نوجوانان . بهره گیری از محضر اقای برومند (در منزل خود استاد) شیوه ی اواز مرحوم طاهر زاده (اخرین جلسه روز چهار شنبه 29 دی ماه).فوت رضا ورزنده(29 دی ماه) و نور علی برومند (30 دی ماه) . اغاز ضبط تصانیف قدیمی با صدای عبدالله دوامی.
1356 اجرای برنامه ی ((نوا)) به همراهی محمد رضا لطفی و گروه شیدا در جشن هنر شیراز.اجرای موسیقی ((چهره به چهره)) و ((گلبانگ)) . کناره گیری از رایو به خاطر جو نامساعد. تاسیس شرکت دل اواز برای انتشار برنامه های خود.
1357 احراز مقام اول تلاوت قران سراسر کشور در مرداد ماه. اجرای بخشی از ((تلاوت قران)) .انتشار البوم ((گلبانگ))( دو نوار). همکاری در تاسیس کانون ((چاوش)) با هوشنگ ابتهاج و محمد رضا لطفیبرای ادامه ی فعالیت های موسیقی در خارج از رادیو تلویزیون(شجریان در انجا تدریس میکرد).
1358 اشنایی با فیلسوف یگانه استاد غلامرضا دادبه( جانسوز) در منزل استاد خط مرتضی عبدالرسولی ئ اغاز فراگیریی و شناخت بایگانی های فرهنگ و نوا ,... فرهنگ پهلوانی و جوانمردان , فرهنگ مادرنوایی .اجرای موسیقی ((خلوت گزیده)) .(( پیغام اهل راز)) ( شامل دو نوار : راز دل و انتظار دل).اخرین کنسرت ها با گروه پایوردر مهر ماه در تالار رودکی . کنسرت ماهور با محمد رضا لطفی و گروه شیدا در تالار رودکی و دانشکاه ملی در ابان ماه.
1359 فوت استاد دوامی . اجرای موسیقی ((عشق داند)) ( در ابو عطا) اجرای موسیقی ((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم پیغام اهل راز). انتشار نوار موسیقی ((پیغام اهل راز )) (شامل دو نوار : راز دل انتظار دل).
1361 اولین کنسرت در سفارت ایتالیا به همراهی پرویز مشکاتیان و ناصر فرهنگفر (آستان جانان) پس از سه سال کناره گیری از فعالیت های کنسرتی - اجرای موسیقی نوا (مرکب خوانی) و سر عشق ( ماهور) و بیداد
1362 اجرای موسیقی ((همایون مثنوی)) با منصور صارمی. اجرای موسیقی ((چهار گاه)) (با فرهنگ شریف) و دیگر اواز ها در برنامه های خصوصی.
1364 اجرای موسیقی ((گنبد مینا ))و ((جان عشاق)). انتشار نوار موسیقی ((بیداد)).
1365 انتشار نوارهای موسیقی (نوا)) ( مرکب خوانی ),((سر عشق)) (ماهور) و ((استان جانان)). ضبط ده اواز به همراهی ویولن حبیب الله بدیعی در مونیخ در منزل دکتر علی خادمی.
1366 اغاز کنسرت ها در اروپا پس از انقلاب و شروع همکاری با گروه عارف . اجرای موسیقی ((دود عود)) ,((دستان))و...
1367 برگذازی سه شب کنسرت برای بزرگداشت حافظ در تالار رودکی( وحدت).انتشار نوار ((دستان)).
1368 اجرای ((ماهور)) و ((ابو عطا)) در کنسرت های بهاره در اروپا با پیرنیاکان, جمشید عندلیبی, و اعیان. اجرای ((نوا)) و ((افشاری)) در کنسرت های پاییزه اروپا به همراهی مشکاتیان و گروه عارف و دو شب کنسرت در اسفند ماه به دعوت شهردار بارسلون در این شهر به همکاری نی حسین عمومی , تار طلایی و تنبک شمیرانی.
1369 سفر به تاجیکستان به دعوت خصوصی وزیر فرهنگ و هنر تاجیکستان پرده برداری از پیکره ی باربد و دو شب کنسرت در کاخ باربد به همراه کمانچه ی محمود تبریزی زاده , سه تار رضا قاسمی , و تنبک مجید خلج. کنسرتهایی در امریکا به همراهی پیرنیاکان عندلیبی و اعیان. اجرای مو سیقی ((سرو چمان)) , (( پیام نسیم)) , و ((دل مجنون)) ( هر سه در امریکا). کنسرت شجریان برای زلزله زدگان رودبار در لس انجلس. سخنرانی در پنج دانشگاه معتبر امریکا برای دانشجویان و محققین.
1370 برگذاری پنج شب کنسرت در پارک ارم و هشت شب کنسرتهای افتخاری برای مردم جنوب شهر تهراندر فرهنگسرای بهمن ( کشتارگاه سابق تهران) در اسفند ماه.برگذاری کنسرت شکوهمندی به مدت پنج شب در محوطه ی چهل ستون اصفهان.کنسرتهای اروپا با جهاندار و گروه اوا . جدایی از همسر اول خانم فرخنده گل افشان. اجرای موسیقی ((دل شدگان)) و ((اسمان عشق)). انتشار نوارهای موسیقی ((سرو چمان)) , ((پیام نسیم)),(( دل مجنون)) و (( خلوت گزیده)).
1371 ازدواج با همسر دوم خانم کتایون خوانساری. کنسرتهای مرحله ی دوم در امریکا با داریوش پیر نیاکان ,جمشید عندلیبی و همایون شجریان ( اگوست تا نوامبر) .برنامه ای با هابیل علی اف و همایون شجریان در سالن تالار رودکی(وحدت) ,تهران. اجرای موسیقی ((یادایام)) . انتشار نوارهای ((دل شدگان )) و ((اسمان عشق)).
1372 انتشار گزارشی همراه با گفتگویی با شجریان تحت عنوان (( محمد رضا شجریان استاد اواز ایران کجاست؟)) در نشریه ی نوید فضیلت,شماره ی 16 ,سال 2, مهر ماه ,تهران. اجرای(( سه گاه )) و (( راست پنجگاه)) در کنسرتهای اروپایی به همراهی محمد رضا لطفی و مجید خلج در تابستان.
1373 اجرا برنامه ی ((قاصدک)) در کنسرتهای دور اروپا با پرویز مشکاتیان و همایون شجریان.
1374 کنسرتهای اصفهان,شیراز,ساری, کرمان, و سنندج با گروه اوا.برگذاری کنسرتی در اروپا با محمد رضا لطفی در ابات ماه.اجرای موسیقی ((چشمه ی نوش)) در ( فرانسه).انتشار نوارهای موسیقی ((همایون مثنوی)) ,(( گنبد مینا )),(( جان عشاق)), چشمه ی نوش))و (( یاد ایام)). اجرای موسیقی ((در خیال)).
1375 درگذشت پدر در 18 اذر ماه در سن 85 سالگی.اجرای موسیقی ((رسوای دل)) در دبی.انتشار موسیقی(( در خیال)) . انتشار نوار موسیقی ((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم پیغام اهل راز).
1376 تولد پسر دوم رایان (از ازدواج دوم) در ونکوور کانادا.اجرای برنامه های((سه گاه)) و ((ماهور)) در کنسرتهای دور اروپا با همکاری داریوش طلایی, سعید فرجپوری و اهمایون شجریان در پاییز .اجرای موسیقی(( شب ,سکوت , کویر)) .اجرا و انتشار موسیقی ((معمای هستی)) در کلن, المان. اجرا و انتشار موسیقی ((شب وصل)). انتشار نوار موسیقی ((رسوای دل)). انتشار نوار موسیقی ابوعطا((عشق داند)).
1377 اجرای کنسزتهای تهران,اصفهان, و دور اروپا با گروه اوا. برگذاری کنسرت درامریکا در شهریور ماه.اجرای (( ارام جان )) .انتشار نوار ((پیام نسیم). انتشار نوار موسیقی ((شب ,سکوت, کویز)). انتشار نوار موسیقی((چهره به چهره)).انتشار نوار موسیقی((راست پنجگاه)).
1378 اجرای ((ماهور)) و((افشاری)) در پنج کنسرت به نفع دانش اموزان در شهر هشتگرد.بریافت جایزه ی پیکاسو ئ دیپلم افتخار یونسکو تز دبیر کل یونسکو ((اقای مایور)) در پاریس, شهریور ماه. انتشار نوار ((ارام جان)) . اجرای ((اهنگ وفا)) .انتشار نوار ((تلاوت قران)) (1) و (2).
1379 انتشار کتاب((راز مانا)) ( زندگی,دیدگاه و اثار استاد اواز ایران, محمد رضا شجریان)کار محمد جواد غلامرضا کاشی ,محسن گودرزی, و علی اصغر رمضانپور, نشر کتاب فردا, چاپ اول تهران.اجرای برنامه ی ((نوا ))و ((داد و بیداد)) (زمستان) در کنسرتهای دور اروپا و امریکا و کانادا به همراهی حسین علیزاده,کیهان کلهر و همایون شجریان. عمل جراحی کلیه و دهانه های معده در واشنگتن در 20 اسفند ماه.
1380 عمل جراحی برای چسبندگی روده در تهران در ابان ماه.
1381 اجرای برنامه ی (( راست پنجگاه ))و(( مرکب خوانی)) در کنسرتهای دور اروپا و کانادا با حضور حسین علیزاده, کیهان کلهر و همایون شجریان. انتشار نشریه ی (( دفتر هنر )) شماره ی 15, ویژه ی محمد رضا شجریان ,در اسفند ماه ,در کالیفرنیا.

********************************************************************

 


+ نوشته شده چهارشنبه ششم مهر 1384 ساعت 12:59 توسط زریاب | 

شجریان

موضوع: 

 محمد رضا شجریان

فستیوال فاس در مراکش


کنسرت به نفع زلزله زدگان بم

 


در حال دریافت نشان پیکاسو


در کنار معاون دبیر کل سازمان ملل متّحد

 

 


+ نوشته شده چهارشنبه ششم مهر 1384 ساعت 12:54 توسط زریاب | 

فرهاد

موضوع: 

  كودكانه

بوی عيدی، بوی توت، بوی كاغذرنگی،
بوی تند ماهی‌دودی وسط سفره‌ی نو،
بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ،

با اينا زمستونو سر می‌کنم،
با اينا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

شادی شکستن قلک پول،
وحشت کم شدن سکه‌ی عیدی از شمردن زیاد،
بوی اسکناس تانخورده‌ی لای کتاب،

با اينا زمستونو سر می‌کنم،
با اينا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

فکر قاشق زدن یه دختر چادرسيا،
شوق یک خيز بلند از روی بته‌های نور،
برق کفش جف‌شده تو گنجه‌ها،

با اينا زمستونو سر می‌کنم،
با اينا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

عشق یک ستاره ساختن با دولک،
ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه،
بوی گل محمدی كه خشک شده لای کتاب،

با اينا زمستونو سر می‌کنم،
با اينا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

بوی باغ‌چه، بوی حوض، عطر خوب نذری،
شب جمعه پی فانوس توی كوچه گم شدن،
توی جوی لاجوردی هوس یه آب‌تنی،

با اينا زمستونو سر می‌کنم،
با اينا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

***

یه شب مهتاب (شهیدان شهر)

يه شب مهتاب
ماه می‌آد تو خواب
منو می‌بره
کوچه به کوچه
باغ انگوری
باغ آلوچه،
دره به دره
صحرا به صحرا،
اون جا که شبا
پشت بيشه‌ها
يه پری می‌آد
ترسون و لرزون
پاشو می‌ذاره
تو آب چشمه
شونه‌می‌کنه
موی پريشون...

يه شب مهتاب
ماه می‌آد تو خواب
منو می‌بره
ته اون دره
اون‌جا که شبا
يکه و تنها
تک‌درخت بيد
شاد و پراميد
می‌کنه به ناز
دس‌شو دراز
که يه ستاره
بچکه مث
يه چيکه بارون
به جای ميوه‌ش
سر يه شاخه‌ش
بشه آويزون...

يه شب مهتاب
ماه می‌آد تو خواب
منو می‌بره
از توی زندون
مث شب‌پره
با خودش بيرون،
می‌بره اون‌جا
که شب سيا
تا دم سحر
شهيدای شهر
با فانوس خون
جار می‌کشن
تو خيابونا
سر ميدونا:
عمو يادگار!
مرد کينه‌دار!
مستی يا هش‌يار
خوابی يا بيدار؟

*

مست ايم و هش‌يار،
شهيدای شهر!
خواب ايم و بيدار،
شهيدای شهر!
آخرش يه شب
ماه می‌آد بيرون،
از سر اون کوه
بالای دره
روی اين ميدون
رد می‌شه خندون...

يه شب ماه می‌آد
يه شب ماه می‌آد
...
****

جمعه

توی قاب خیس این پنجره‌ها
عکسی از جمعه‌ی غم‌گین می‌بینم،
چه سياه ئه به تن‌اش رخت عزا!
تو چشاش ابرای سنگین می‌بینم.

داره از ابر سیا خون می‌چکه!
جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه!


نفس‌ام در نمی‌آد، جمعه‌ها سر نمی‌آد!
کاش می‌بستم چشامو، اين ازم بر نمی‌آد!

داره از ابر سیا خون می‌چکه!
جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه!


عمر جمعه به هزار سال می‌رسه،
جمعه‌ها غم دیگه بی‌داد می‌کنه،
آدم از دست خودش خسته می‌شه،
با لبای بسته فرياد می‌كنه:

داره از ابر سیا خون می‌چکه!
جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه!


جمعه وقت رفتن ئه, موسم دل‌کندن ئه،
خنجر از پشت می‌زنه, اون كه هم‌راه من ئه!

داره از ابر سیا خون می‌چکه!
جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه!

************

هفته خاكستری

شنبه روز بدی بود، روز بی‌حوصله‌گی،
وقت خوبی که می‌شد غزلی تازه بگی؛


ظهر یک‌شنبه‌ی من، جدول نیمه‌تموم،
همه خونه‌هاش سیاه، روی خونه جغد شوم؛


صفحه‌ی کهنه‌ی یادداشتای من
گف دوشنبه روز میلاد من ئه،
اما شعر تو می‌گه که چشم من
تو نخ ابره که بارون بزنه،
آخ اگه بارون بزنه،
آخ اگه بارون بزنه!


غروب سه‌شنبه خاکستری بود،
همه انگار نوک کوه رفته بوده‌ن
به خودم هی زدم از این‌جا برو!
اما موش خورده شناسنامه‌ی من!


عصر چارشنبه‌ی من!
عصر خوش‌بختی ما!
فصل گندیدن من!
فصل جون‌سختی ما!


روز پنج‌شنبه اومد
مث سقائک پیر،
رو نوک‌اش یه چیکه آب
گف به من بگیر، بگیر!


جمعه حرف تازه‌ئی برام نداشت،
هر چی بود، پیش‌تر از این‌ها گفته‌بود!

*******************************************************************۸

 


+ نوشته شده سه شنبه پنجم مهر 1384 ساعت 14:42 توسط زریاب | 

فرهاد

موضوع: 

+ نوشته شده سه شنبه پنجم مهر 1384 ساعت 14:38 توسط زریاب | 

سیمین غانم

موضوع: 

 سیمین غانم

به کنارم بنشین

۱. ماتم (افزودن متن)
۲. ای گل من ارسال برای دوستان
۳. آمد نوبهار ارسال برای دوستان
۴. به کنارم بنشین (افزودن متن)
۵. آب روان (افزودن متن)

 

ماتم

۱. ماتم (افزودن متن)
۲. ستاره سحر (افزودن متن)
۳. بسوزان ارسال برای دوستان
۴. آهنگم (افزودن متن)
۵. آسمون ازتو دلخورم (افزودن متن)
۶. برنامه گلها1 (افزودن متن)
۷. برنامه گلها2 (افزودن متن)
۸. گلهای اطلسی (افزودن متن)
۹. آشفته (افزودن متن)
۱۰. بزم (افزودن متن)

**************

 

 

 


+ نوشته شده سه شنبه پنجم مهر 1384 ساعت 14:29 توسط زریاب | 

گلوریا روحانی

موضوع: 

 

گلوریا روحانی

گلوریا روحانی

 

آهو بره

۱. آهو بره (افزودن متن)
۲. یار شیرازی (افزودن متن)
۳. پیرهن خال خال (افزودن متن)
۴. بیا شیراز کاکو (افزودن متن)
۵. نامه بده (افزودن متن)
۶. یک نامه شب (افزودن متن)

****************

روانبخش

به من نگو دوستت دارم

۱. به من نگو دوستت دارم (افزودن متن)
۲. کلاغا (افزودن متن)
۳. بوسه (افزودن متن)
۴. مجنون (افزودن متن)
۵. پیرهن گلی (افزودن متن)
۶. نه والا (افزودن متن)
۷. بد گمان (افزودن متن)
۸. چه ها شنیدهای (افزودن متن)
۹. وفا شکن (افزودن متن)
۱۰. جو ونی کجای که یادت بخیر (افزودن متن)
۱۱. کلبه محبت (افزودن متن)
 **************

 

 

 

 


+ نوشته شده سه شنبه پنجم مهر 1384 ساعت 14:27 توسط زریاب | 

سیما بینا

موضوع: 

 

 

سیما بینا

 
۱. مقدمه (افزودن متن)
۲. خوشه های گندم (افزودن متن)
۳. آواز بختیاری (افزودن متن)
۴. جومه نارنجی (افزودن متن)
۵. آفتاب نیمه شب و آواز بیداد (افزودن متن)
۶. آواز منصوری (افزودن متن)
۷. شاختای (افزودن متن)
۸. ترانه گل زردم ارسال برای دوستان
۹. ترانه لاله (افزودن متن)
۱۰. ترانه سوت کبوتر (افزودن متن)

 

حنایی

 

 

 

 

 

۱. دل شیدا (افزودن متن ترانه)
۲. آواز و نی لبک 1 (افزودن متن ترانه)
۳. ثمرگل (افزودن متن ترانه)
۴. پریشان (افزودن متن ترانه)
۵. آهنگ1 (افزودن متن ترانه)
۶. آهنگ2 (افزودن متن ترانه)
۷. آواز و دوتـار (افزودن متن ترانه)
۸. ای دل بنالم (افزودن متن ترانه)
۹. مجنون (افزودن متن ترانه)
۱۰. آواز و نی لبک 2 (افزودن متن ترانه)
۱۱. شاه صنم (افزودن متن ترانه)
۱۲. دلبر (افزودن متن ترانه)
۱۳. عزیز (افزودن متن ترانه)
۱۴. بانو (افزودن متن ترانه)

 

***

۱. دل شیدا (افزودن متن ترانه)
۲. آواز و نی لبک 1 (افزودن متن ترانه)
۳. ثمرگل (افزودن متن ترانه)
۴. پریشان (افزودن متن ترانه)
۵. آهنگ1 (افزودن متن ترانه)
۶. آهنگ2 (افزودن متن ترانه)
۷. آواز و دوتـار (افزودن متن ترانه)
۸. ای دل بنالم (افزودن متن ترانه)
۹. مجنون (افزودن متن ترانه)
۱۰. آواز و نی لبک 2 (افزودن متن ترانه)
۱۱. شاه صنم (افزودن متن ترانه)
۱۲. دلبر (افزودن متن ترانه)
۱۳. عزیز (افزودن متن ترانه)
۱۴. بانو (افزودن متن ترانه)

***

زلفای یارم

 

سیما بینا

*********************************

 

 

 

 


+ نوشته شده سه شنبه پنجم مهر 1384 ساعت 14:19 توسط زریاب | 

متنوع 2

موضوع: 

 

خزان عشق

بدیع زاده

شد خزان گلشن آشنائی
باز هم آتش به جان زد جدائی
عمر من این گل طی شد بهر تو
وز تو ندیدم جز بد عهدی و بی وفایی
با تو وفا كردم تا به تنم جان بود
عشق و وفاداری با تو چه دارد سود
آفت خرمن مهر ووفایی
نوگل گلشن جورو جفائی
از دل سنگت...آه
دلم از غم خونین است
روش بختم این است
از جام غم مستم
دشمن می پرستم
تا هستم

تو مست ازمی به چمن
چون گل خندان از مستی بر گریه من
با دگران در گلشن نوشی می
من ز فراقت ناله كنم تا كی؟

تو و این چون ناله كشیدن ها
من و گل چون جامه دریدنها
ز رقیبان خواری دیدنها
دلم از غم خون كردی
جه بگویم چون كردی
دردم افزون كردی

برو ای از مهر و وفا عاری
برو ای عاری ز وفاداری
كه شكستی چون زلفت عهد مرا
دریغ و درد از عمرم
كه در وفایت شد طی
ستم به یاران تا چند
جفا به عاشق تا كی؟

نمی كنی ای گل یكدم یادم
كه همچو اشك از چشمت افتادم
گرچه ز محنت خوارم كردی
با غم و حسرت یارم كردی
مهر تو دارم باز
بكن ای گل با من
هرچه توانی ناز
كز عشقت میسوزم باز

********************************************

حسود

داریوش

تو سینه این دل من میخواد آتیش بگیره
مونده سر دوراهی چه راهی پیش بگیره
یکی حالا پیدا شده قدر اونو میدونه
رگ خواب یار منو رقیب من میدونه
یکی حالا پیدا شده قدر اونو میدونه
رگ خواب یار منو رقیب من میدونه

وای دارم آتیش میگیرم
دیگه از غصه و غم
دلم میخواد بمیرم
وای اگه برگرده پیشم
براش پروانه میشم
ازش جدا نمیشم
نمیتونه مرغ دلم از حسودی نمیره
نمیدونه روی کدوم شاخه باید بخونه

اگه یه روز ببینم کسی براش میمیره
حسودی رو میاره دلم آتیش میگیره
میترسم حرفای خوبی توی گوشش بخونه
میترسم اون تا به سحر تو خلوتش بمونه
وای دارم آتیش میگیرم
دیگه از غصه و غم
دلم میخواد بمیرم
وای اگه برگرده پیشم
براش پروانه میشم
ازش جدا نمیشم
یکی حالا پیدا شده قدر اونو میدونه
رگ خواب یار منو رقیب من میدونه
یکی حالا پیدا شده قدر اونو میدونه
رگ خواب یار منو رقیب من میدونه

**************************************************

جوانی

قوامی

اي جوانــــــي ،
رفتي ز دستـــم ، در خون نشستــم
جوانــــــي، کجايــــي
چرا رفتـــي که من بر تو عهدي نبستم
غم پيري ، نبود ديري ، که در هم شکستــم
چه اميد به کف داده ام را يگاني
کنون حسرت برم روز و شب بر جواني
نه هوشيار و نه مستم
ندانم که چه هستم
جواني چو رفتي تو ز دستم
نديدم سود از جواني در زندگانــــــــي
چه حاصل از زندگاني دور از جواني
جفا کن که بودم دردا که ديدم از مهربانان ، نامهرباني
غمت را نهفتم در سينه اما با کس نگفتم راز نهاني
نديدم سود از جواني در زندگانــــــــي
چه حاصل از زندگاني دور از جواني
چو اين دل به نشا دادم
که چون جويم از رهابم
اميدم کجايــــي ، کجايـــــي

اگر در برم نيايــــي ، بخوانم با سوز هجر و داغ جدايـــــي
بخوانم با سوز هجر و داغ جدايــــي

**********************************************************************

تو ای پری کجائی

قوامی

شبی که آوای نی تو شنیدم
چو آهوی تشنه پی تو دویدم
دوان دوان تا لب چشمه رسیدم
نشانه ای از نی و نغمه ندیدم
تو ای پری کجایی؟
که رخ نمی نمایی
از آن بهشت پنهان
دری نمی گشایی
من همه جا پی تو گشته ام
از مه و مه نشان گرفته ام
بوی تو را ، ز گل شنیده ام
دامن گل از آن گرفته ام
تو ای پری کجایی؟
که رخ نمی نمایی
از آن بهشت پنهان
دری نمی گشایی
دل من سرگشته توست
نفسم آغشته توست
به باغ رویاها چو گلت بویم
در آب و آیینه چو مهت جویم
تو ای پری کجایی
در این شب یلدا ز پی ات پویم
به خواب و بیداری سخنت گویم
تو ای پری کجایی
مه و ستاره درد من می دانند
که همچو من پی تو سرگردانند
شبی کنار چشمه پیدا شو
میان اشک من چو گل واشو
تو ای پری کجایی؟
که رخ نمی نمایی
از آن بهشت پنهان
دری نمی گشایی

********************************************

به من نگو دوستت دارم

داریوش

حالا كه كار تو شده
پر از نيرنگ و ريا
حالا كه دل توشده
فرسنگها دور از خدا
به من نگو دوستت دارم
كه باورم نميشه
نگ وفقط تو رو دارم
كه باورم نميشه
تو بااين چرب زبوني
هي به من دروغ ميگي
ميخواهي گولم بزني
هي به من دروغ ميگي
به من نگو دوستت دارم
كه باورم نميشه
نگو فقط تو رو دارم
كه باورم نميشه
تو با دل شكسته ام
انقده جفا نكن
تو اگه دوستم نداري
اينجوري بد تا نكن
به من نگو دوست دارم
كه باورم نميشه
نگو فقط تو رو دارم
كه باورم نميشه

*********************************

بذار امشب بخوابم

منوچهر سخائی

 

روز روشن میره باز شب میرسه
غم میاد به هر دری سر میزنه
مگه میشه چشامو هم بزارم
وقتی غم قلبمو خنجر میزنه
با خیال تو شبا چشم من خواب نمیره
برق اون چشمای مست دیگه از یاد نمیره
بذار امشب بخوابم
بذار امشب بخوابم
نمیدونیکه شبا چی میگذره
چشمای دنیایی رو خواب میبره
غم تو شب تو دلم جون میگیره
خوابو از چشمای پر اب میبره
با خیال تو شبا چشم من خواب نمیره
برق اون چشمای مست دیگه از یاد نمیره
بذار امشب بخوابم
بذار امشب بخوابم
چشمه ی چشمای تو دریای اب
چشمای خسته من دنبال خواب
با خیال تو شبا چشم من خواب نمیره
برق اون چشمای مست دیگه از یاد نمیره
بذار امشب بخوابم
بذار امشب بخوابم
روز روشن میره باز شب میرسه
غم میاد به هر دری سر میزنه
مگه میشه چشامو هم بزارم
وقتی غم قلبمو خنجر میزنه
با خیال تو شبا چشم من خواب نمیره
برق اون چشمای مست دیگه از یاد نمیره
بذار امشب بخوابم
بذار امشب بخوابم
بذار امشب بخوابم
بذار امشب بخوابم

*******************************************************

اگه یه روز

فرامرز اصلانی

 

اگه يه روز بري سفر ... بري زپيشم بي خبر
اسير روياها مي شم ... دوباره باز تنهامي شم
به شب مي گم پيشم بمونه ... به باد مي گم تا صبح بخونه
بخونه از ديار ياري ... چرا مي ري تنهام مي ذاري
اگه فراموشم کني ... ترک آغوشم کني
پرنده دريا مي شم ... تو چنگ موج رها مي شم
به دل مي گم خواموش بمونه ... ميرم که هر کسي بدونه
مي رم به سوي اون دياري ... که توش من رو تنها نذاري


اگه يه روزي نوم تو تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بياد که منُو مبتلا کنه
به دل مي گم کاريش نباشه ... بذاره درد تو دوا شه
بره توي تموم جونم ... که باز برات آواز بخونم
كه باز برات آواز بخونم...

اگه بازم دلت مي خواد يار يک ديگر باشيم
مثال ايوم قديم بشينيم و سحر پاشيم
بايد دلت رنگي بگيره ... دوباره آهنگي بگيره
بگيره رنگ اون دياري ... که توش من رو تنها نذاري

اگه مي خواي پيشم بموني ... بيا تا باقي جووني
بيا تا پوست به استخونه ... نذار دلم تنها بمونه
بذار شبم رنگي بگيره ... دوباره آهنگي بگيره
بگيره رنگ اون دياري ... که توش من رو تنها نذاري

اگه يه روزي نوم تو ، تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بياد که منُو مبتلا کنه
به دل مي گم کاريش نباشه ... بذاره درد تو دوا شه
بره توي تموم جونم ... که باز برات آواز بخونم

اگه يه روزي نوم تو باز ، تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بياد که منُو مبتلا کنه
به دل مي گم کاريش نباشه ... بذاره دردت جا به جا شه
بره توي تموم جونم ... که باز برات آواز بخونم

كه باز برات آواز بخونم
که باز برات آواز بخونم
که باز برات آواز بخونم

*************************************************************

 


+ نوشته شده سه شنبه پنجم مهر 1384 ساعت 14:8 توسط زریاب |